{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست
مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست

تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریه ام فهمید مدت هاست ،مدت هاست

به جای دیدن روی تو در خود خیره ایم ای عشق
اگر آه تو در آیینه پیدا نیست عیب از ماست

جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار
اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست

من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل
تحمل می کنم هر چند جانکاه است و جانفرساست

در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی
اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست
دیدگاه ها (۴)

ﮔﻔﺘﻢ:«ﺑﺪﻭﻡ ﺗﺎ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ» ﺗﺎ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﻪ ﮔﻮﯾﻢ ﮔﻠﻪ...

دنیای ما اندازه ی هم نیستمن عاشق بارون و گیتارم!من روزها تا ...

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:6کوک:این چرا بی نمکه هان...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

🖤 قفس سیاه | معرفی رمان👑 شخصیت‌های اصلی🖤 جونگکوک۲۳ ساله | وا...

p9

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتتصویر جلوی چشم‌های هیونجین ثا...

هشدار‼️بخاطر اعضاهم که شده بخونید و پخش کنید..‌ته رو تهدید ب...

بعد از حرف نازنین، اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.هیچ‌ک...

پارت ۵۴:خاکسپاری رنگین کمان(Rose)چند روز گذشته بود و حالا وق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط