{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک: شروعی به نام نفرت و پایانی به نام عشق

فیک: شروعی به نام نفرت و پایانی به نام عشق
parr²⁵

روی میز نشستن
در حین نشستن نگاه کوتاهی به اطراف کرد و وقتی متوجه شد جئون نزدیکشون نیست نفس راحتی کشید

روبه مرد کرد

" خیلی ازت ممنونم "a.t

_" قابلی نداشت "

" چجوری میتونم این لطفتو جبران کنم؟ "a.t

_" نیازی به جبران نیست "

" بازم ممنونم "a.t

سرشو به نشونه تایید تکان داد

_" یه سوال میتونم ازت بپرسم؟ "

" اره حتما "a.t

_" اون مردی که کنارت بود همون مردی بود که سوفیا درموردش میگفت؟ "

"اره خودشه "a.t

_" آهان "

غذا سفارش دادن و مشغول خوردن شدن
در این مدت زمان کوتاه به خوبی باهم کنار آمدن

سرگرم بگو و بخند بودن که نگاهش به به میز دیگری افتاد

جئون با چهره‌ی شاکی به دختر خیره شده بود
از شاکی بودنش تعجب کرد
وقتی مرد تعجب در چهره‌ای دختر دید بهس نزدیک شد و دستش روی دست دختر قرار داد

دستش حس کرد و نگاهشو به مرد داد

" چیزی شده؟ "a.t

_" اینو من باید بپرسم ، چرا اینقدر تعجب کردی؟ "

" چیزی نیست فقط به یه چیزی نگاه کردم از دیدنش تعجب کردم "a.t

_" آهان ، میگم ا.ت یه ایده ای دارم "

" چی؟ "a.t

_" اگه مایل باشی بریم یکم بیرون بگردیم "

" بگردیم؟ "a.t

_" اگه خسته نباشی یا کاری نداشته باشیم بریم "

" کاری ندارم ، خسته هم نیستم ، برای بیرون رفتن هم پایه اتم "a.t

_" عالیه پس بزن بریم "

بلند شدن و به بیرون رفتن

_" از موتور میترسی؟ "

" اصلا ، تازه اشم خودم موتور سوارم "a.t

_" اوححح ... از همون اولش میدونستم ایده عالمی "

نزدیک موتوری مشکی رنگی شدن

_" تاداا اینم موتور من "

" چقدر خوشگله "a.t

_" مثل عروسک میمونه مگه نه "

" حرف نداره "a.t

با ذوق به موتور نگاه می‌کرد که کلاه کاسکت جلوش قرار گرفت

_" سرت کنن بگرنه باد میبردت "

" خخخ(مثلا خندید) "a.t

کلاه سرش کرد و پشت سر مرد روی موتور نشست

_" آماده ای؟ "

" اره "a.t

_" محکم منو بگیر "

دستش دور کمر مرد حلقه کرد و با ذوق حرف زد

" آماده ای آماده ام "a.t

از ذوق دختر خندید

_" پس بزن بریم "

موتور روشن کرد

سرعت موتور هر لحظه بیشتر از قبل میشد
از میان ماشین ها می‌گذشت و در جاده ویراژ می‌کشید
صدای موتور در گوش‌ دختر ریتم زیبایی چیده بود و براش مثل موسیقی دوست داشتنی می‌نواخت

مرد با صدای بلندی که بتونه به گوش دختر برسونه حرف زد

_" دوسش داری؟ "

دختر با صدای بلند حرف زد تا صداش از بین نوت های موتور گذر کنه

" دوسش دارم؟ .... عاشقشمممممم "a.t
دیدگاه ها (۱۷)

فیک‌جونگکوک: تاته‌مائه part⁵⁹انگشت اشاره شو بالا برد و روی س...

فیک‌جونگکوک: تاته‌مائه part⁶⁰چند لحظه‌ی گذشت و بازم هیچ صدای...

فیک: شروعی به نام نفرت و پایانی به نام عشقparr²⁴وارد محوطه ش...

فیک:گودال parr⁴²_شرکت_هر پنج نفرشون در شرکت قدم برمیداشتن و ...

چپتر چهارم

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. دختر با تعجب قد...

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_45یونا دستش را روی دهانش گذاشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط