تنش مثل مبارز از میدان برگشته

- تنش مثلِ مبارزِ از میدان برگشته،
زخم‌آلود، کبود، خون‌آلوده و لرزان . .
از جنگِ با درد‌ها، جنگِ با خود، جنگِ با چیزی که نباید به آن مبدل میشد . .
روحش مثلِ پادشاهی که سرزمینش را از آغوشش درآورده و به دشمن سپرده‌اند، خالی . . ژنده‌پوش و گونه‌هایی با ردِ خشک‌شدهٔ اشک . . تنها، ناتوان، کم‌امید و دل‌مشغول .
-𝓠𝓾𝓮𝓻𝓮𝓷𝓬𝓲𝓪"
دیدگاه ها (۰)

- عزیزم، عطرِ کهنه‌یِ یاسم ، بهارِ میانه‌یِ پاییزم، . . نت‌ه...

- از دوست داشتنت، همینقدر میدانم، . . که نمی‌دانم چطور دوستت...

- یک موسیقی، از یک آکاردئونِ کهنه، که خاطراتش را می‌نواخت..چ...

- چمن‌هایِ بلند، دست نخورده و سبز،..بویِ تازگی، بویِ شبنم،رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط