عزیزم عطر کهنهی یاسم بهار میانهی پاییزم
- عزیزم، عطرِ کهنهیِ یاسم ، بهارِ میانهیِ پاییزم، . .
نتهایِ درهم ریختهیِ روحت، گرههایِ میانِ فرِ موهایت و شبنمهایِ چکیده از چَشمت را . .
همهاش را با خاطرهٔ اولین روزی که دوستم داشتی تاخت میزنم . .
و با احساسِ خوشایندِ لرزشِ سینهات، از تپشهایِ قلبت، زخمهایت را بخیه میکنم . .
فقط امشب هم به خوابم بیا . . عهد میکنم میهماننواز باشم . .
یک امشب را با من چای بنوش،
قول میدهم سپیده که تابید، خداحافظی کنم.
-𝓠𝓾𝓮𝓻𝓮𝓷𝓬𝓲𝓪"
نتهایِ درهم ریختهیِ روحت، گرههایِ میانِ فرِ موهایت و شبنمهایِ چکیده از چَشمت را . .
همهاش را با خاطرهٔ اولین روزی که دوستم داشتی تاخت میزنم . .
و با احساسِ خوشایندِ لرزشِ سینهات، از تپشهایِ قلبت، زخمهایت را بخیه میکنم . .
فقط امشب هم به خوابم بیا . . عهد میکنم میهماننواز باشم . .
یک امشب را با من چای بنوش،
قول میدهم سپیده که تابید، خداحافظی کنم.
-𝓠𝓾𝓮𝓻𝓮𝓷𝓬𝓲𝓪"
- ۱.۸k
- ۰۳ آذر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط