از دوست داشتنت

- از دوست داشتنت،
همینقدر میدانم، . . که نمی‌دانم چطور دوستت نداشته باشم .
همینقدر میدانم که هیچ روزی، ساعتی، ثانیه و لحظه‌ای نخواهد بود که . . بدانم در آن . . قلبم را، نگاه‌هایم، و گم شدنِ کلماتم وقتی باتوام را اعتراف کرده‌ام.
همینقدر میدانم که همه‌اش، هر چیزی که در من از تو ریشه داده، در من خواهد ماند . .
-𝓠𝓾𝓮𝓻𝓮𝓷𝓬𝓲𝓪"
دیدگاه ها (۱)

- جانش درد، چشمانش درد، کلامش درد و کالبدش برایِ روحش تنگ بو...

میشه پستامو لایک کنید متقابلا پستاتونو لایک میکنم🚶🚶

- عزیزم، عطرِ کهنه‌یِ یاسم ، بهارِ میانه‌یِ پاییزم، . . نت‌ه...

- تنش مثلِ مبارزِ از میدان برگشته،زخم‌آلود، کبود، خون‌آلوده ...

محبوب من🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از د...

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

ستاره من☆

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط