{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا زنده بود اجازه بستن درب خانه را نداد

تا زنده بود اجازه بستن درب خانه را نداد
میخواست پسرش حتی لحظه ای منتظر باز شدن درب نماند
وسوخت در حسرت فرزند ....با یک پلاک خلوت می کرد انگار زبان فلز می دانست
دیدگاه ها (۲)

در محضر افلاکیان

بریز آب روان اسما ولی ...آهسته آهستهخدا مادرم را کجا میبرندگ...

از سکوتم بترس! وقتی که ساکت میشوم... یعنی همه درد و دل هایم ...

از سکوتم بترس! وقتی که ساکت میشوم... یعنی همه درد و دل هایم ...

خستگی بر جانم نشسته،چشم‌هایم دیگر حتی کورسو امیدی ندارند؛ای ...

ساعتی بعد ‌‌......صدای زنگ اومد جونگ می انقدر سریع بلند شد ک...

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

ادامه پارت 17

بهار بدون تو

جنگل نفرین شده پارت ۴

تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:) به قلم لینا شی:)نور ...

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط