{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر به مردم این زمانه بی اعتماد شدم ,که میترسم

آنقدر به مردم این زمانه بی اعتماد شدم ,که میترسم
هرگاه ازشادی به هوا بپرم ,
زمین را عز زیر پایم بکشند…
دیدگاه ها (۵)

کد(۰۱۸۷)علیرضا۴ساله و امیرعباس۷ماهه برادر زاده هام هستن. علی...

دوستان ی لطفی بکنین بیاین پروفایلم عکس برادر زاده هامو لایک ...

کار سختیه "دوست نداشتنت" !باید واسه خودم کار دیگه ای پیدا کن...

دست به سر میکنم ثانیه ها را,دلم یک اتفاق میخواهد…کاش آن اتفا...

«نوشتم که غمی نیست، اما قلمم از دروغ گفت خسته شدم. سخت میگذر...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ویو ا. تنمیدونم چ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_7منه لعنتی داشتم چه غلطی میک...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

🎨🍂منتظرم تا پاییز از راه برسد و برگ‌های بیشتری زمین را رنگ ک...

Iove and the moonPart143ماه بعد صبح زود بود بیدارشدم با ای...

روباه کوچولوی من پارت ده با افتخار .꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو داز...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️لورنزو آهسته گفت:«این حروف...»ریگیلوس به ک...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط