{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شهر

این شهر
شهر قصه ی مادر بزرگ نیست.....
که زیبا و آرام باشد .
آسمانش را
هرگز آبی ندیدم
من از اینجا خواهم رفت
و فرقی هم نمیکند
فانوسی داشته باشم یا نه
کسی که می گریزد
از گم شدن نمی ترسد.......⭐ ☀
دیدگاه ها (۳)

شادی کوچکی می خواهم آنقدر کوچککه کسی نخواهد بگیردش از من.......

ادامه ی پارت #5#از زبون سارا آنا- هی درنا چته؟ درنا- خفه شو ...

#۵#پارت سوپرایزیاز زبون سارا من با داد_آنا ولش کن بدبختوآنا_...

همیشه باید یه خواهر داشته باشی که فقطُ فقط مالِ خودت باشهیه ...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

بعد از رفتنش فهمیدم بعضی تجربه‌ها شبیه زخم نیستند که خوب شون...

*فیلم متعلق به مردی است که در آذربایجان و در هوایی به شدت با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط