{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P3






چشات گرد شده بود می‌دونستی که جی برای دعوا اومده اینجا و رسماً می‌کشتت




ت تو اینجا چیکار می‌کنی
_چقدر خوب خوش میگذرونی با دوست پسر جدیدت
دوست پسرم نیست دوستمه
_پس علاوه بر هر..زگی دروغ گفتن هم بلدی؟

با حرفی که زده سیلی تو گوشش خوابوندی

این یک سال هر گو.هی که از دهنت.در اومد به من گفتی نوش جونت ولی دیگه نمی‌زارم هر حرفی که از دهن کثیفت بیاد بیرون بهم بگی حالا از محل کارم گمشو بیرون تا آبروت نرفته آقای پارک


وقتی جی رفت کنترل اعصابت دست خودت نبود تو از کلمه ی هر.زه چون یاد وقتی که پدرت همیشه مادرت و خودت رو کتک میداد و بهتون میگفت هر.ز.ه می انداخت با عصبانیت هر چی جلو دستت بود رو شکستی نمی‌دونستی خشم خودتو کنترل کنی موهاتو سفت گرفتی و جیغ میکشیدی که یک دفعه کم کم چشات تار شد و روی زمین افتادی ........





کم کم چشاتو باز کردی و جی رو کنار خودت دیدی



_هی ا.ت بیدار شدی خوبی ؟
از جلوی چشام گمشو نمی‌خوام ببینمت عوضی اشغال (گریه)
_می دونم من اشتباه کردم ببخشید
گفتم از جلوی چشام گمشو(داد ،گریه)


جی سفت بغلت کرد و تو شروع کردی به مشت زدن به سینش ولی جی جوری سفت بغلت کرده بود که از تقلا کردن دست برداشتی و تو بغلش خوابت برد و وقتی بیدار شدی که توی خونه بودی از روی تخت خواب بلند شدی و دوشی گرفتی انتظار داشتی که جی خونه نباشه اما در حال اشپزی کردن بود ........





#جی #انهایپن #چند_پارتی
دیدگاه ها (۰)

P۴_بیدار شدی ؟+میبینی که _اهوم +پس چرا میپرسی ؟_همینطوری +هو...

پارت ۱۰صبح با صدای الارم گوشیت بیدار شدی مسواک زدی موهاتو ش...

P۲ساعت ۱۰ شب از خواب بیدار شدی به اتاق پذیرایی رفتی جی هنوز ...

وقتی ازدواجتون اجباریه تو اونو دوست داری ولی اون تو رو دوست ...

تک پارتی از تایجو

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۲۵از زبان جونگ کوک واقعا باعث سر ...

ویوی کوک از اون روز به بعد تصمیم داشتم که ا. ت رو خونه تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط