صحبت از یار نکن، صحبت اغیار بس است

صحبت از یار نکن، صحبت اغیار بس است
از غریبان تو بگو، صحبتِ از یار بس است

از دل خسته بگو، از من وابسته بگو
صحبتی جز من آشفته بیمار بس است

دل اگر رفته چرا باز نمی گردد پس؟
دل من پیش بیا، این همه اخطار بس است

آنکه دیگر ز تو دل کنده مگر باز آید؟
هی دل ساده لوحم، این همه اصرار بس است

متضرر شده ی عشق، زیان کافی نیست؟
جان معشوقه ی دل کنده ات اضرار بس است

عشق آسیمه به سر، رام نمیگردی تو؟
بستمت رام شوی، این همه افسار بس است

خسته ام، خسته اگر آه کشد می گیرد
خستگان را دل من، این همه آزار بس است
دیدگاه ها (۱)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

صدای باز شدن در آمد.تو روی مبل لم داده بودی، با چند تا کیسه‌...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

عشقی حقیقی

پرنسس ناخواسته

**پارت ۱۵**شبِ سنگین و تاریک، مثل یه نقابِ سیاه روی عمارت فر...

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت پنجم: برخورد در راهروی تاریک(فضا...

وقتی پریود میشه part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط