عشق اغیشته به خون

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۰۸

دوست دارم

جیمین تند وارد عمارت شد میون‌شی را دید که از پله ها پایین آمد سپس جلویش ایستاد با اخم گفت : آوردی ؟ ... جیمین تند پاکت را سمت میون‌شی گرفت ، دخترک پاکت را از جیمین گرفت سپس وارد آشپزخانه شد پشت سرش جیمین و تهیونگ هم اومدن .. میون‌شی مثل یک خانم مشغول مشغول سوپ شد .. تهیونگ لیوان آبی نوشید سپس خطاب به میون‌شی گفت : حالش چطوره ؟
میون‌شی کمی دلخور مشغول سوپ گفت : خوب...
تهیونگ متعجب از لحن میون‌شی ولی هیچ سخنی نگفت .. جیمین نگاهی به ساعتش انداخت و آروم گفت : جان کجاست ؟
میون‌شی کاسه نقره ای را برداشت و سوپ را داغلش ریخت : پیش مادر جون .. بخاطر اینکه مادر چانمی رفته خیلی ناراحته
تهیونگ سوالی نگاهش کرد : کجا رفته ؟ .. میون‌شی سینی را برداشت سپس جلو تهیونگ ایستاد : اگه میخواستی اینجا می‌موندی و همه چیو خم میدونستی
سپس از آشپزخانه خارج شد و به سمت اتاق رفت .. جیمین و تهیونگ آروم وارد سالن شدن با چهره های غمگین و جدی .. کنار هم روی مبل نشستن .. جان با دیدن جیمین تند سمتش رفت
جان : دایی خوابم نماید..
جیمین لبخند زد : پس نخواب
جان اخم کرد و تند کنار جیمین نشست این بزرگ خانواده بود که با اخم گفت : داماد جوری که فکر میکنم دختر ما از تو راضی نیست ؟
همه متوجه می‌شدند که ته سان بخاطر میون‌شی ای که این همه سال زیر کتک هایش بود نگران نشده بلکه فقد قصدش از این کار دعوا بود
جیمین جدی و آورم گفت : مسایل زناشویی به خودشون مربوطه مگه نه ؟
ته سان اخم کرد و عصبی گفت: لحنتو درست کن
جیمین : شما هم
هانول جدی گفت : با بزرگ تر تون درست حرف بزنید
تهیونگ مشغول کشیدن پالتو محکم و عصبی گفت : عمو .. زن عمو تمومش کنید حال زنم خوب نیست
یوبین : راست میگه ...
........
دیدگاه ها (۱)

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۰۹میون‌شی آروم وارد اتاق شد سپس سین...

میون‌شی لبخند زد ولی جیمین تند تر گفت : نمیشه .. من و جان تو...

تهیونگ خندید و با دستش ضربه آرامی به کمر جیمین زد و هر دو خن...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۰۶جیمین گنگ چرخید میون‌شی با نفس زن...

。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۸۳ (。☬⁠。⁠)⁩قوی / ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۹تهیونگ: گوش بده برو از شرکت وکیل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط