عشق اغیشته به خون
عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۱۳
حالا هر دو غمگین زل زده بودن به هم .. نگاه غمگین و اشکی مانند دخترک یا نگاه متعجب یا گیج مانند تهیونگ.. به هیچ وجه متوجه نمیشد پلک سختی زد و در ذهنش مرمر کرد : ت...و چیداری میگی..
دست خیس مانند مین جی آروم پایین آمد و غمگین ادامه داد : روز دوم عروسی .. وقتی بهت گفتم چرا مخالف رابطه پیش میری .. بهم گفتی نمیخواهی بچه دار بشیم - ذهن پسرک به جا های گذشته کشیده شد - من باید همون موقع قطو دومت رو رازی میکردم ..
تهیونگ گیج و گیج تر دستش را روی سرش گذاشت و سعی کرد حرف های گیج مانند همسرش را هضم کنه ولی حتی متوجه هم نبود که راجبه چی حرف میزنه مین جی بی وقفه ادامه داد : تهیونگ تو نباید وجود حس سوم رو درون خودت پیدا کنی.. این خودتی مانیا هم خودت هستی فقد داری تظاهر به فرد دوم میکنی .. اگه من با اخلاق خودم باهات پیش بیام .. نقد سوم هم درونت زنده میشه
دخترک به شدت داغون نگاهش کرد سپس با دو انگشت چانه پسر را گرفت و صورتش را بلند کرد زل زدم پر چشم های هم: تهیونگ خودت باشه همیشه .. اگه مانیا تو هستی .. باشه قبولت میکنم .. اگه تهیونگ باشی قبولت میکنم .. ولی اگه قطو سوم بیاد .. دیگه من نیستم .. بیا طلاق بگیریم .. نگاه تهیونگ تند تر شد و تیله های عسلی تلخی مانند لرزیدند تصور کردند نبود آن دختر حتی در اتاقش در یک فیلمی تر ذهنش کشت شاید فرد دومی در زندگی مین جی بود شایدم بهتر از تهیونگ..
دخترک وقتی سکوت او را دید سخت دستش را روی زمین گذاشت و با فشار دادن بهش سعی کرد بلند شود ولی .. مچ آن دست زریف و کمی زخمی اش را گرفت سپس سمت آغوش اش کشید .. در کسری از ثانیه مین جی بر روی کمربند شوهرش نشست بی دلیل و مظلوم نگاهش کرد هر دو دست هایش را روی سینه مردش گذاشت .. تهیونگ پاک زد و آب دهنش را قورت داد : چطور متوجه شدی ؟
مین جی در حالی که زیر آن آب خیس میشد و آبی که از تهیونگ به مین جی ریخته میشد نفس عمیقی کشید : از گذشته .. از روزه اول از روز دوم شاید هم سوم
تهیونگ دست هایش را دور پهلو های مین جی کشید خسته و داغون نگاهش کرد و زمزمه کنان گفت: مین جی ؟ تصور زندگی بدون تو نمیشه
حالا صورتش مماس صورت خیس دخترک شد
مین جی پلک روی هم گذاشت و کمی گونه اش را روی گونه تهیونگ کشید : یعنی..چی
صحنه های مرد علاقه کای
پارت ۲۱۳
حالا هر دو غمگین زل زده بودن به هم .. نگاه غمگین و اشکی مانند دخترک یا نگاه متعجب یا گیج مانند تهیونگ.. به هیچ وجه متوجه نمیشد پلک سختی زد و در ذهنش مرمر کرد : ت...و چیداری میگی..
دست خیس مانند مین جی آروم پایین آمد و غمگین ادامه داد : روز دوم عروسی .. وقتی بهت گفتم چرا مخالف رابطه پیش میری .. بهم گفتی نمیخواهی بچه دار بشیم - ذهن پسرک به جا های گذشته کشیده شد - من باید همون موقع قطو دومت رو رازی میکردم ..
تهیونگ گیج و گیج تر دستش را روی سرش گذاشت و سعی کرد حرف های گیج مانند همسرش را هضم کنه ولی حتی متوجه هم نبود که راجبه چی حرف میزنه مین جی بی وقفه ادامه داد : تهیونگ تو نباید وجود حس سوم رو درون خودت پیدا کنی.. این خودتی مانیا هم خودت هستی فقد داری تظاهر به فرد دوم میکنی .. اگه من با اخلاق خودم باهات پیش بیام .. نقد سوم هم درونت زنده میشه
دخترک به شدت داغون نگاهش کرد سپس با دو انگشت چانه پسر را گرفت و صورتش را بلند کرد زل زدم پر چشم های هم: تهیونگ خودت باشه همیشه .. اگه مانیا تو هستی .. باشه قبولت میکنم .. اگه تهیونگ باشی قبولت میکنم .. ولی اگه قطو سوم بیاد .. دیگه من نیستم .. بیا طلاق بگیریم .. نگاه تهیونگ تند تر شد و تیله های عسلی تلخی مانند لرزیدند تصور کردند نبود آن دختر حتی در اتاقش در یک فیلمی تر ذهنش کشت شاید فرد دومی در زندگی مین جی بود شایدم بهتر از تهیونگ..
دخترک وقتی سکوت او را دید سخت دستش را روی زمین گذاشت و با فشار دادن بهش سعی کرد بلند شود ولی .. مچ آن دست زریف و کمی زخمی اش را گرفت سپس سمت آغوش اش کشید .. در کسری از ثانیه مین جی بر روی کمربند شوهرش نشست بی دلیل و مظلوم نگاهش کرد هر دو دست هایش را روی سینه مردش گذاشت .. تهیونگ پاک زد و آب دهنش را قورت داد : چطور متوجه شدی ؟
مین جی در حالی که زیر آن آب خیس میشد و آبی که از تهیونگ به مین جی ریخته میشد نفس عمیقی کشید : از گذشته .. از روزه اول از روز دوم شاید هم سوم
تهیونگ دست هایش را دور پهلو های مین جی کشید خسته و داغون نگاهش کرد و زمزمه کنان گفت: مین جی ؟ تصور زندگی بدون تو نمیشه
حالا صورتش مماس صورت خیس دخترک شد
مین جی پلک روی هم گذاشت و کمی گونه اش را روی گونه تهیونگ کشید : یعنی..چی
صحنه های مرد علاقه کای
- ۱.۲k
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط