hi
خب بزارید براتون تعریف کنم سه ماه از رابطه ی منو کوک گذشته و هفته ی بعد تولد کوکه با پسرا خیلی صمیمی شدم و منو مثل خواهرشون میبینن و باهام مهروبونن امروز پسرا تمرین داشتن برای البوم جدیدشون دزدکی رفتم اتق تمرین پسرا وقت استراحتشون بود و همشون رو زمین ولو بودن
🦊سلاامممم
🐰🐯🐿🐶🐨🐱🐹سلاممم
🐰چطوری چاگیا؟
🦊خوبم
از توی یخچال هشت تا اب در اوردم و بهشون دادم
🦊انقدر فشار نیارید به خودتون
🐨تقصیر جیهوپ هیونگه.. یه ایراد میگیره ما باید از اول بریم
🐿به من چه شما به حرفم گوش نمیکنید اصلا همین می هو ماه پیش اومده بود پارتی که هفت تایی گرفته بودیم همچین با اهنگ فیک لاو میرقصید یکی نمیدونست فکر میکرد ده ساله دنسره از شماها بهتره
🦊دیگه ما اینیم
🐯ما الان چند ساله با هم کارم میکنیم؟
🐿نزدیک بیست سال
🐯بعد این دختره از ما بهتره
دو این دوماه به کل کل با ته اوپا عادت کرده بودم سر خودمم درد میکرد
🦊ته اوپا اروم باش... بالاخره من ده ساله ارمیم
🐯تو رقصای مارو حفظی
🐹اهر دیگه نه په
🐰شما با زنم شوخی کنید من برم دستشویی شاشم گرفت
🦊کککوککککک!
،🐰من عادت دارم بگم بیب گیر نده
کوک رفت دستشویی
نشستم وسط پسرا و گفتم
🦊اوپاها یه دقه گوش کنید
همشون دورم حلقه زدن و چهار چشمی حواسشون رو بهم دادن
🦊میخوام کوک رو برای تولدش سوپرایز کنم
🐱چطوری میخوای این کار رو کنی دختر
🦊الان میگن یونگی اوپا ببینید من برنامتون ور از لیا گرفتم دیدم روز تولد کوک کوک باید تا شب کمپانی بمونه و شما زود تر میرید... من میرم خونه کوک شمام بعد کمپانی بیاید کمک من شما فقط خودتون... همسراتون و کادو رو فراموش نکنید خب
🐿حله
🐹خب برم برای جیسو لباس بخرم
🐱من قبلش یه چرت میزنم
🐯زنگ بزنم سانا(زنش) هماهنگ کنم
🐨من مشروب میارم
🦊خوبه
پسرانه حالا عادی برگشتن منم ولو شدم وسط اتاق از صبح که امیدم کمپانی های از این اتاق به اون اتاق که تایید مدیر رو بگیرم که لوازم ارایشی جدید برای پسرا بیارن اوفففف یه کاراموز جدید اومده که قراره میکاپر جیهوپ بشه چون میکاپر جیهوپ رو به خاطر بی احتذامی که پی دی نیم کرد اخراج کردن
🐰خب من اومدم
🐱میذاشتی سال بعد میومدی
🦊نه دیگه اوپا دیر میشد
🐰راست میگه هیونگ
کوک کنارم دراز کشیده و گفت
🐰بعد از ظهر برنامه داری؟
🦊نه ندارم
🐰پس میام دنبالت با هم برمی بیرون
🦊اوک
با هم رفتیم بیرون شهر خوشگذرونی خب.. بزار بهت بگم من موتور خریدم با پولهایی که داشتم موتور خریدم یه موتور مشکی و خفن پدر مادر کوک منو از توی تماس تصویری دیدن و باهام اشنا شده قرار شده کوک بعد از اینکه مرخصی گرفت برمی بوسان پیش پدر مادرش خوشگذرونی... عشق.... بغل گرم... خنده های واقعی... بیقه اش تو کامنت
🦊سلاامممم
🐰🐯🐿🐶🐨🐱🐹سلاممم
🐰چطوری چاگیا؟
🦊خوبم
از توی یخچال هشت تا اب در اوردم و بهشون دادم
🦊انقدر فشار نیارید به خودتون
🐨تقصیر جیهوپ هیونگه.. یه ایراد میگیره ما باید از اول بریم
🐿به من چه شما به حرفم گوش نمیکنید اصلا همین می هو ماه پیش اومده بود پارتی که هفت تایی گرفته بودیم همچین با اهنگ فیک لاو میرقصید یکی نمیدونست فکر میکرد ده ساله دنسره از شماها بهتره
🦊دیگه ما اینیم
🐯ما الان چند ساله با هم کارم میکنیم؟
🐿نزدیک بیست سال
🐯بعد این دختره از ما بهتره
دو این دوماه به کل کل با ته اوپا عادت کرده بودم سر خودمم درد میکرد
🦊ته اوپا اروم باش... بالاخره من ده ساله ارمیم
🐯تو رقصای مارو حفظی
🐹اهر دیگه نه په
🐰شما با زنم شوخی کنید من برم دستشویی شاشم گرفت
🦊کککوککککک!
،🐰من عادت دارم بگم بیب گیر نده
کوک رفت دستشویی
نشستم وسط پسرا و گفتم
🦊اوپاها یه دقه گوش کنید
همشون دورم حلقه زدن و چهار چشمی حواسشون رو بهم دادن
🦊میخوام کوک رو برای تولدش سوپرایز کنم
🐱چطوری میخوای این کار رو کنی دختر
🦊الان میگن یونگی اوپا ببینید من برنامتون ور از لیا گرفتم دیدم روز تولد کوک کوک باید تا شب کمپانی بمونه و شما زود تر میرید... من میرم خونه کوک شمام بعد کمپانی بیاید کمک من شما فقط خودتون... همسراتون و کادو رو فراموش نکنید خب
🐿حله
🐹خب برم برای جیسو لباس بخرم
🐱من قبلش یه چرت میزنم
🐯زنگ بزنم سانا(زنش) هماهنگ کنم
🐨من مشروب میارم
🦊خوبه
پسرانه حالا عادی برگشتن منم ولو شدم وسط اتاق از صبح که امیدم کمپانی های از این اتاق به اون اتاق که تایید مدیر رو بگیرم که لوازم ارایشی جدید برای پسرا بیارن اوفففف یه کاراموز جدید اومده که قراره میکاپر جیهوپ بشه چون میکاپر جیهوپ رو به خاطر بی احتذامی که پی دی نیم کرد اخراج کردن
🐰خب من اومدم
🐱میذاشتی سال بعد میومدی
🦊نه دیگه اوپا دیر میشد
🐰راست میگه هیونگ
کوک کنارم دراز کشیده و گفت
🐰بعد از ظهر برنامه داری؟
🦊نه ندارم
🐰پس میام دنبالت با هم برمی بیرون
🦊اوک
با هم رفتیم بیرون شهر خوشگذرونی خب.. بزار بهت بگم من موتور خریدم با پولهایی که داشتم موتور خریدم یه موتور مشکی و خفن پدر مادر کوک منو از توی تماس تصویری دیدن و باهام اشنا شده قرار شده کوک بعد از اینکه مرخصی گرفت برمی بوسان پیش پدر مادرش خوشگذرونی... عشق.... بغل گرم... خنده های واقعی... بیقه اش تو کامنت
- ۱۰.۸k
- ۱۴ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط