{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا می ترساند.......

مرا می ترساند.......

بادی سرد و سخت شکننده است......

مرا می لرزاند.....

عجیب است این تنهایی که بدجووور ناااجور پشتت

را خالی و بدون هیچ تکیه گاهی میکند......

می سوزاند سرمای سرسخت تنهایی قلبم را.......

دلنوشته.....
دیدگاه ها (۱)

اشک....می خواهم از اشک بگویم....از زیبایی هایش...از بدی هایش...

می میرم برات می میرم برات  ..نمی دونستی می میرم بی تو بدون چ...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نک...

باید امشب لبِ من با لبِ تو جور شودتا خدا نیز به فکر افتد و م...

«نوشتم که غمی نیست، اما قلمم از دروغ گفت خسته شدم. سخت میگذر...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

گریه احساسی بانوی تازه مسلمان 🥹🧡«لحظه‌ای که قلبت، راهش را پی...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

#نیایش_صبحگاهی به نام خدایی که برذات وی محال است هرگز برد عق...

محبوب جواهر چشم من😍🧿فکر کردن به طوولبخند روی لبم می نشاند......

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط