{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک‌بار هم نشد حرمت موی سفید ما را بشکند یا بی‌سوادی ما را

یک‌بار هم نشد حرمت موی سفید ما را بشکند یا بی‌سوادی ما را به رخمان بکشد.
هر وقت وارد اتاق می‌شدم، نیم‌خیز هم که شده از جا بلند می‌شد. اگر بیست بار هم می‌رفتم و می‌آمدم، بلند می‌شد.
می‌گفتم: علی‌جان! مگه غریبه هستم؟! چرا به خودت زحمت می‌دی؟! می‌‌گفت «احترام به والدین، دستور خداست.»
یک روز که خانه نبودم، از جبهه آمده بود. دیده بود یک مشت لباس نشُسته گوشه‌ حیاطه، همه را شُسته بود و انداخته بود روی بند.
وقتی رسیدم، بهش گفتم: الهی بمیرم برات مادر، تو با یک دست، چطوری این‌همه لباس را شستی؟!
گفت «اگه دو دست هم نداشتم، بازهم وجدانم قبول نمی‌کرد من اینجا باشم و شما زحمت شستن لباس‌ها را بکشی»

🌱شهید #علی_ماهانی🕊🌹
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

لباس شستن با یک دست ؛یک بار هم نشد حرمت موی سفید ما را بشکند...

#خادم_الشهدا یڪ بار هم نشد حرمت موی سفید ما را بشڪند یا بے س...

معراج عاشقان این هفته احترام به.. یک بار هم نشد حرمت موی ...

✨ حرمت موی سفید🌱یک بار هم نشد علی حرمت موی سفید ما را بشکند ...

اگه دو دست هم نداشتم باز وجدانم قبول نمی کرد....!!!رختها رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط