{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با سکوت گاه گاهم اشتبا می گیرمت

با سکوت گاه گاهم اشتبا می گیرمت
با دم ســوزان آهـم اشتبا می گیـرمت
درمسیرکوچه های سنگلاخ ،هرروزبا
قلو سنگ ِ بین راهم اشتبا می گیرمت
پیچکی بر شانه ی دیوارمان افتاد وبا
شانه های بی پناهم اشتبا می گیرمت
با رُز سرخی میان باغچه هم صحبتم
می شود گاهی که با هم اشتبا می گیرمت
نیمه شب کـِزکرده هرشعرم درآغوشم ومن
با دوبیت دل بخواهم اشتبا می گیرمت
سبزوآبی هم به من می آید اما بیش با
روسری های سیاهم اشتبا می گیرمت
تا سرک ها می کشی برخانه ی تاریک دل
پاک با شب های ماهم اشتبا می گیرمت
بازدرچشمم خیالی خیس می ماند وبا
انتظاری در نگاهم اشتبا می گیرمت
می نشینی آنقدرجای نفس هایم که خود
با سکوت گاه گاهم اشتبا می گیرمت
دیدگاه ها (۳)

بگویید بر گورم بنویسند:زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت.....

مرا حیران تر از حیران تر از حیران پذیرفتیتو را گریان تر از گ...

من مثل روزهای خوشم واقعا کمم مانند خاطرات بدم تلخ و درهممدر ...

خـداونـــدا ... !گره های ناگوار، با تو باز می شوند؛شدت سختی...

فیک : بین راندها

در آغوش مادر، جهان آغاز می‌شود؛و در آغوش یادش، جهان آرام می‌...

مرضیه نیکویی

اس ام اس هایی درباره خداوند (بخشد دوم)از پنجره روزگار به درخ...

ިرویߊ‌ܣߊ‌ܨ تܦ̈ܢܚیܩܢ ܢܚ݅ܥ‌‌ܣ↻ p1

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

خدایا........با تو می گویم حرفهایم را... دلتنگیهای وجودم را....

خیابان سعی داشت سکوت و آرامش بر قرار کند ولی صدای صاعقه و شر...

بغضی راه گلوی امیر راسد کرده بودکه ازاو امکان حرف زدن را گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط