مافیای من

مافیای من
Part5
ویو یجی
همینطور که پدر بزرگامون و مامان باباهامون مشغول حرف زدن باهم بودن لینو هم داشت با اون نگاهاش منو میخورد داقعا داشتم دیوونه میشدم خدایا یا منو جمع کن از رو زمین یا این پسره رو
ویو لینو
اینطوری که من شنیدم این دختر هیچ علاقه ای به ازدواج با من نداشته پس چرا انقدر خودشو خوب جلوه میده و میخواد بهترینشو نشون خانواده ام بده؟؟ عمه بزرگه ام که تا الان هیچ حرفی نمیزد شروع کرد به حرف زدن و گفت:
عمه لینو(/) خب نظرتون چیه تا ما قهوه امون رو میخوریم و درباره ی تاریخ عقد صحبت میکنیم لینو و یجی برن باهم داخل اتاق صحبت کنن تا اگر مشکلی دارن همین الان حلش کنن که بعدا به مشکل نخورن
•خیلی هم عالی یجی، دخترم با لینو برین تو اتاقت تا باهم صحبت کنید
+چشم
یجی نگاهی کرد به لینو و گفت لطفا دنبالم بیا
لینو بدون هیچ حرفی بلند شد و پشت سر یجی رفت و با خودش زمزمه کرد:
_باشه منو یجی میریم تا صحبت کنیم و یکی از اون پوزخند های معروفشو زد
+چیزی گفتی؟
_نه
+اها
دیدگاه ها (۳)

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

Love&HateP.5-چرا انقدر دیر اومدین_به تو چه(ببخشید دیگه)&هانا...

#میکاپ_آرتیست_من

کی منظره پارت مست شدن هان بود!!!

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۲

Crimson silence (p18)

پارت ۱۴مست شده بودم حالم دست خودم نبود.ناله میکردم و میگفتم ...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱سونگمین دستکش هاشو در اورد و پرت کرد اونور و...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط