{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالهایت گذشت از امروز

سالهایت گذشت از امروز
سال هایی که مرگ می کردی
هر چه پل بود را تبر زده ای
از مسیری که بر نمی گردی

طعمِ لبخندِ تا ابد غمگین
تووی جشنِ تداومِ مرگت
سال های سگی تر از تاریخ
لحظه های همیشه در لعنت

تووی آیینه زل بزن؛ شاید
این غمِ بی امان خودت باشی
گریه کن مرد! آب شو! باید...
شمع های تولدت باشی

حجمِ این بغض ها جهانت را...
خنجرِ دوست استخوانت را...
زندگی پاره پاره ی بدنت...
دردِ ناگفته ها دهانت را

سهمِ ما از زمین مان قبر است
ما در این اشتراک می میریم
جنگلِ سبزِ سال ها بعدیم
که در امروزِ خاک می میریم

از خزر تا تمامِ غربتِ تو
ریشه هامان به هم گره خورده
دردهای مرا ادامه بده
تووی این روزهای افسرده

در مسیری که "امتدادِ شب" است
بین یک مشت دشمنانِ تنی
مرد باشی و بغض را بجوی؟
مرد ماندی که "حرف زن" بزنی

غیرت کلِ شهر گندیده ست
ما که ماندیم و ازدحامِ لجن
ما به راهِ نرفته معتقدیم
گم نشو در ادامه ات! لطفا!

مثل رخ دادنِ کمی اعجاز
ناگهان اتفاق افتادی
تو به رؤیات معتقد هستی
اینکه: یا مرگ یا که آزادی
دیدگاه ها (۴)

ﻣﻤﺎﻟﻚ ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﻲ ...ﻧﻪ ﻭﻟﺶ ﻛﻦ ﺍﺻﻼ ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﻴﺎﺩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺍﻟﻔﺎﻅ ﻃﺒﻘ...

فقر اینه که شب تا صبح قرآن رو بذاری رو سرت گریه کنی ولی تا ح...

ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺱ ﻭ ﺗﺒﺮ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﺎﻏﺖ ﺑﺎﺷﺪﻧﮑﻨﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﻭ ﺧﻮﻥ ﭘﺸﺖ ﻧﻘﺎﺑﺖ ﺑﺎﺷﺪﻧ...

پنجره ات وارونه بود وارونه میدیدم تو رااز روی این حالِ خراب ...

تولدت مبارک، جونگ‌کوکییی. 🤍به آدمی که با استعداد، پشتکار و ح...

p6تهیونگ تمام مسیر تا بیمارستان را در سکوت گذراند. حرف‌های آ...

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

رمان تهکوک

پارت ۳۷ آریانا چند ثانیه فقط به مرد خیره ماند.ـ من... اینجا ...

🔴 شاه مهره های نفوذی آمریکا،انگلیس و صهیونیست در داخل کشور ،...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣو-هیوک بعد از چند دق...

My professorChapter:2Part:113جونگ‌کوک:من رفتم...چون اگر می م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط