{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجره ات وارونه بود وارونه میدیدم تو را

پنجره ات وارونه بود وارونه میدیدم تو را

از روی این حالِ خراب هِی میزدم قرصِ تِرا

از لایِ این پیچش زخم در منتهای فصل تو

جبری به جانم میدهی دارم تِلوء دارم تِلوء

یک لحظه هم توی اتاق پای خطر آسوده ام

گویی که سیگـــارم توئی من هم به دود آلوده ام

ساکت نشستی پیش مرگ،او را نوازش میکنی

شاید که تسلیم اش شدی،شاید که سازِش میکنی

تنها کناره پنجره،مبهـــوت و مات و بیصـدا

دستی به شیشه میکشی لعـــنت به تقدیرت خـــدا

داری با گریه میشوری چشمی که هیچ سویی نداشت

دنیای من بوسه به توست کابوسِ من ادامه داشت

پنجره ام وارونــــه شد وارونه میبینی مرا

از رویِ این حالِ خراب هِی میزنی قرصِ تِرا

از لای این پیچش زخم در منتهای فصل من

جبری به جانت میدهم،با من بگو حرفی بزن!
دیدگاه ها (۶)

ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺱ ﻭ ﺗﺒﺮ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﺎﻏﺖ ﺑﺎﺷﺪﻧﮑﻨﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﻭ ﺧﻮﻥ ﭘﺸﺖ ﻧﻘﺎﺑﺖ ﺑﺎﺷﺪﻧ...

سالهایت گذشت از امروزسال هایی که مرگ می کردیهر چه پل بود را ...

.بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئولیتهای ی...

دارم تو را هنوز در عمق خاطرمدر شعری شب زده در دردی از سرمگاه...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

ببخشید این پارت رو جا گذاشتمپارت ۳۳یونگی میخوای چطور تنبهش ک...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

اوچیها شیسویی

بالاتر از اتمسفر

نام=)سایه مافیا### پارت دوازدهم: مرهمِ برآمده از تیغسکوتی سن...

پست آخر به رسم هرشب🌙امشب کنار تخت من یک قرص خواب بگذار جام ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط