{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شخصیت های فرعی

شخصیت های فرعی:
[÷]جیمین= دستیار و دوست نزدیک جونگ کوک، کره ای
[×]یونا= دوست صمیمی ات ، کره ای

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~

~هماننده روزی که تو را ملاقات کردم~

Part 2

*ساعت ۸ صبح*
(چشمانش را باز کرد و بعد از عادت دادن چشمانش به نوره تابیده شده از پنجره، به ساعت خیره شد و دوباره به تماس مادرش فکر کرد...مادرش به او گفته بود دلش برایش تنگ شده و دوست دارد او را ببیند، ات نیز دوست داشت. بعد از ده دقیقه صرف شستن دست و صورت و اماده شدن، به سمت فرودگاه راهی شد...دستش را لا به لای گیسوانه بلندش کشید و اجازه داد باد در شانه کردن انها سهیم باشد)

[ویو جونگ کوک]
+جیمین!؟

÷ بله رئیس؟

(دستی به پشت گردنش کشید و کلافه گفت) مگه نگفتم واسه این کارای مزخرف چن نفرو استخدام کن...

÷این کارا مزخرف نیسن قربان، شما باید به همه ی بار ها و شرکت هاتون سر بزنید...شاید باید فکر اینارو زمانی میکردید که در حال خریدن این همه ملک و ثروث بودید...

(نیشخند ریزی زد و از پنجره دودیه ماشین به بیرون خیره شد) ثروته دیگه... میدونی که من به هرچی که بخوام میرسم؛ فرقی ام نمیکنه ملک و ثروت باشه یا-...

(هنوز حرفش تمام نشده بود که چشمش به ان دختر افتاد... چشمش به ات افتاد که در ان سمت فرودگاه، کنار جاده ایستاده بود...چشمانه دختر چیزی را درونش به وجود اورد، چیزی عجیب که تا حالا تجربه نکرده بود...فرقی نداشت چقدر فکر کند،...او عاشق شده بود)
آ-آدم...
(ماشین انها دقیقا از کناره ان دختر گذشت و در تمام چند ثانیه ای که گذشت، فقط به او زل زده بود...چشمانش غروره قبلی را حفظ کرده بود اما حالته صورتش غیر قابله خواندن بود...بالاخره زمانی که ماشین از دختر گذشت و از دید خارج شد، جونگ کوک برگشت و به صندلیه ماشین تکیه زد)


لایک کنید پارت بعدی رو بزارم براتون
دیدگاه ها (۲۰)

حمایت و فالو شه، دو بار فالو در ازاش

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

شخصیت ها:[+]جونگ کوک= ۲۹ ساله، مافیا و مالک املاک و شرکت ، ک...

....

part36 عشق پنهان《ویو ات》با حرفش خشکم زد فکر نمی کردم انقدر ع...

شب تولدم پارت 3ات: جونگ کوک من نیاز دارم فکر کنمجونگ کوک: با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط