آدم ها رابطه ی نزدیکی با طعم ها دارند. مثل طالع ماه تولد،
آدم ها رابطه ی نزدیکی با طعم ها دارند. مثل طالع ماه تولد، هر آدمی به یک کدام از ادویه ها می ماند.
مثل برج عقرب و میزان و سرطان؛ شخصیت هر یک از آدم ها بشدت نزدیک به یکی از ادویه هاست..
بعضی ها اصولا فلفل اند، مدام مایه دردسرند، نزدیکشان بشوی، هزار بار هم دهنت را آب بکشی از شرّشان خلاص نمیشوی. بعد هم باید پشت دستت را داغ کنی تا سراغشان نروی..
بعضی ها هم چیزی مثل جوش شیرین اند، بودن یا نبودنشان زیاد فرقی نمیکند، لااقل ما که متوجه فرقشان نمی شویم. میگویند باشند خوب است، اما مطمئن باشید،نباشد هم هیچ مشکلی پیش نمی آید..
عده ی دیگری هم عینهو نمک اند؛ نباشند، یک چیزی کم است. میگویند بد است اما نبودنش باور کنید بدتر است..
دسته ی دیگری هستند که چیزی مثل زردچوبه اند. دقیقا متوجه حضورشان نمیشوی، و اهمیتش را هیچ نمیدانید مگر تا وقتی که نباشند. اگر نباشند، بعد میبینی همه چیز خراب شده است و کار از کار گذشته است..
یک عده ی معدودی هم هستند که شبیه ادویه کاری اند، کلا بودنشان تمام دردها را دوا میکند. تمام مشکلات با وجودشان حل میشوند، اصولا این دسته، حکمِ آب روی آتش را ایفا میکنند..
افرادی هم هستند، که شبیه به این ادویه هایی هستند که نام شان را میدانی نه طعمشان را، اما برای تنوع اضافه اش میکنی به غذایت، به زندگی ات.
بعد هم میبینی عجب کار بدی کرده ای که سراغش رفته ای و سخت پشیمان میشوی از این تجربه. این دسته اصولا بد مزه اند، نمیدانم چه مزه ای اما بد مزه اند..
عده ی آخری هم هستند که کلا مزه ندارند، بودنشان کم خطر است، اصلا شاید هم خوب باشد. اما هزاران با بهتر از این دسته ی آخری هستند، همان بدمزه ها.
_بعضی ها هم سال به سال ببینیدشان، باز هم همان شکر اند. خوشحالم از بودن این بعضی ها که هیچوقت جایشان با ترش و تلخ و شور عوض نمی شود.
خلاصه اینکه آدم ها مزه های مختلفی دارند، اما بی مزه ها خیلی بهتر از بدمزه ها هستند.
سعی کنیم اگر شخصیتمان برای دیگران مزه ای ندارد، لااقل بدمزه هم نباشیم.
مثل برج عقرب و میزان و سرطان؛ شخصیت هر یک از آدم ها بشدت نزدیک به یکی از ادویه هاست..
بعضی ها اصولا فلفل اند، مدام مایه دردسرند، نزدیکشان بشوی، هزار بار هم دهنت را آب بکشی از شرّشان خلاص نمیشوی. بعد هم باید پشت دستت را داغ کنی تا سراغشان نروی..
بعضی ها هم چیزی مثل جوش شیرین اند، بودن یا نبودنشان زیاد فرقی نمیکند، لااقل ما که متوجه فرقشان نمی شویم. میگویند باشند خوب است، اما مطمئن باشید،نباشد هم هیچ مشکلی پیش نمی آید..
عده ی دیگری هم عینهو نمک اند؛ نباشند، یک چیزی کم است. میگویند بد است اما نبودنش باور کنید بدتر است..
دسته ی دیگری هستند که چیزی مثل زردچوبه اند. دقیقا متوجه حضورشان نمیشوی، و اهمیتش را هیچ نمیدانید مگر تا وقتی که نباشند. اگر نباشند، بعد میبینی همه چیز خراب شده است و کار از کار گذشته است..
یک عده ی معدودی هم هستند که شبیه ادویه کاری اند، کلا بودنشان تمام دردها را دوا میکند. تمام مشکلات با وجودشان حل میشوند، اصولا این دسته، حکمِ آب روی آتش را ایفا میکنند..
افرادی هم هستند، که شبیه به این ادویه هایی هستند که نام شان را میدانی نه طعمشان را، اما برای تنوع اضافه اش میکنی به غذایت، به زندگی ات.
بعد هم میبینی عجب کار بدی کرده ای که سراغش رفته ای و سخت پشیمان میشوی از این تجربه. این دسته اصولا بد مزه اند، نمیدانم چه مزه ای اما بد مزه اند..
عده ی آخری هم هستند که کلا مزه ندارند، بودنشان کم خطر است، اصلا شاید هم خوب باشد. اما هزاران با بهتر از این دسته ی آخری هستند، همان بدمزه ها.
_بعضی ها هم سال به سال ببینیدشان، باز هم همان شکر اند. خوشحالم از بودن این بعضی ها که هیچوقت جایشان با ترش و تلخ و شور عوض نمی شود.
خلاصه اینکه آدم ها مزه های مختلفی دارند، اما بی مزه ها خیلی بهتر از بدمزه ها هستند.
سعی کنیم اگر شخصیتمان برای دیگران مزه ای ندارد، لااقل بدمزه هم نباشیم.
- ۶۳۷
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط