{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی تو مدرسه برات قلدری میکردن

وقتی تو مدرسه برات قلدری میکردن
فصل۳
پارت۳
☆۱۰ ساعت بعد☆
وقت تعطیلی بود....
سوبین هم همین موقع تعطیل میشد اما الان خبری ازش نبود....
پس تصمیم کرفتی بری شرکتش....
به سمت شرکتش روندی....
توی راه دوتا قهوه و چندتا خوراکی از کافه موردعلاقه‌اش خریدی....
بوی لذت بخش آیس آمریکانو داشت خفه‌ات میکرد....
سوبین عاشق لاته بود و تو هم آیس آمریکانو دوست داشتی....
درواقع لاته عشق اولش بود....(😂)
رفتی داخل شرکت و ماشین رو پارک کردی....
همه بخاطرت از جاشون بلند شدن و تعظیم کردن.....
رفتی بالا ترین طبقه....
طبقه ۲۰ام....
طبقه‌ای که اتاق همسرت اونجا بود....
بدون در زدن رفتی داخل و با چیزی که دیدی خشکت زد.....
باورت نمیشد.....


یعنی چی میشهههههههه
دیدگاه ها (۰)

وقتی تو مدرسه برات قلدری میکردن فصل۳پارت۴چطور ممکن بود....یه...

وقتی تو مدرسه برات قلدری میکردن فصل۳پارت۵لبخندی زدی و لباسات...

وقتی تو مدرسه برات قلدری میکردن فصل۳ پارت۲رفتی پایین و صبحون...

وقتی تو مدرسه برات قلدری میکردن فصل۳(خوشبختی) پارت۱با صدای پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط