{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست
و خیالی که پَریش از رُخ مستانه ی توست

این همه قافیه کز خاطرِ من میگذرد
حاصل مستی ام از یادِ چو میخانه ی توست

من به دنبالِ تو از میکده ها رد شده ام
این دل افسونِ شرابی ست که در خانه ی توست

سر سودازده در پیچ و خمِ زلفِ خیال
روز و شب منتظرِ تکیه گهِ شانه ی توست

من هزار و یکمین قصه ی شب را گفتم
باز این شب زده، بیدار ز افسانه ی توست

تو به اشعارِ من آن گنجِ نهان از ازلی
و دلم بس که خرابت شده، ویرانه ی توست

کعبه ی عشقی و من دورِ سرت میچرخم
قبله گاه غزلم، روی چو بتخانه ی توست

شاعری دستِ طمع سوی تو کرده ست دراز
و امیدش به نگاهِ خوش و شاهانه ی توست

تویی آن شمعِ شب افروز من و هر غزلم
که به دورت دلِ پرپر شده ، پروانه توست
دیدگاه ها (۱)

آن حالت عاشقانه مخصوص تو بودلرزیدن قلب و شانه مخصوص تو بودمض...

ﭼﯿﻨﯽ ﻧﺎﺯﮎ ﺗﻨﻬﺎﺋﯽ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺷﮑﺴﺖﺳﺎﻕ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﻟﻄﯿﻒ ﻗﺪﻡ ﺁﺏ ﺷﮑﺴﺖ.. .ﺷﻬﺮ...

من بودم ودل بود و تو و کلبه خرابی شمعی و قلم بود و دو پیمانه...

‌‌‌تو برگ گل نازک و من عاشق ناشیاز هم چه کنم با تو که یکباره...

عاشقانه های شبنم

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست و خیالی که پَریش از رُخ...

منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست و خیالی که پَریش از رُخ...

منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست و خیالی که پَریش از رُخ...

منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست و خیالی که پَریش از رُخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط