توی اون خیابون داشتَم رَد میشُدَم

توی اون خیابون داشتَم رَد میشُدَم
یادِه خاطِرِه هام اُفتادَم
رَفتَم خونِه
دو تا مُسَکِن خُوردَم
نِشَستَم رو مُبل یِه فِنجون قَهوِه خُوردَم
یِه فیلم نِگاه کَردَم
رَفتَم خوابیدَم
فِکر کَردِه بِدونِ اون نِمیتونَم زِندِگی کُنَم
🌙💙😂🙂

#ماهِ‌آبی
دیدگاه ها (۳)

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

اجبار به بد بختی پارت ۱۵

Do I love him, or do I hate him?P²⁷الان به جونگو چی بگم مستق...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

روباه کوچولوی من پارت چهارده꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا از اون...

پنهان عشق

پارت ۷چند دقیقه گذشت قهوه‌ها رو آوردن داشتم قلوپی‌ از قهوه م...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 45آرا هنوز داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط