{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه شب خونه تنها بودم یهو صدای خنده از حیاط شنیدم

یه شب خونه تنها بودم یهو صدای خنده از حیاط شنیدم

گفتم برم بیرون ببیم کیه …

رفتم تو حیاط و چند متری رفتم جلو وایسادم بازم دیدم میخنده

بازم یه خرده رفتم جلو واستادم بازم صدای خنده اومد

داشتم خودمو خراب میکردم ولی بازم رفتم جلو …

الان فهمیدین حیاطمون بزرگه یا بازم برم جلو؟؟؟!! :D
دیدگاه ها (۱۷)

من متنفر نمیشم... فقط بیخیال میشم! اونم یهویی و برای همیشه.....

جالب است . ثبت احوال همه چیز را در شناسنامه ام نوشته است...ب...

می گن دشمنه انسان فهمشه چون بالاخره باعث غرورشه پس بیا تا...

به خیلی ها میگیم “ دوست ”… به هرکسی که بتوونیم باهاش بیشتر ا...

پارت ۱۴_ اوکی..جیوو سریع از دستشویی اومد بیرون ولی شوگا چسبو...

ارامش محال part 2

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

پارت¹²بی رحمی؟صدای جسیکا بودجسیکا.به به چه بویی لیلی خوبی؟لی...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ذره ای ازش هم نخو...

the first lie

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part قلاب زنجیر به دیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط