{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرگ ومیش پارت

گرگ ومیش پارت 26
ویو مارکل
امروز قراره با بچه ها مسابقه دو بدیم
داور:3,2,1 حرکت
داشتم مسابقه میدادم که صدایی شنیدم و به سمت صدا رفتم اون، اون هاکیما بود ولی چرا اون مرده رو گرفته به سرعت به سمتش رفتم و مرده رو گرفتم و پیشونیش رو لمس کردم (اینطوری خواب می‌ره)
ویو ات
که یهو یه مردی مثل خودم آمد و مرده رو ازم گرفت و گزاشتش روی زمین و به سمت من آمد با یه اشاره پیشونیم رو لمس کرد
_ چکار کردی(باداد میگه)
مارکل:به نفعشه که من ببرمش اینجا عذیت میشه
نامی:باشه میتونی ببریش
_چی‌ میگی کجا ببرش از کجا معلوم که ندزدش
مارکل:بهتر از این هم هست چرا باید اینو بدزدم
_ببین چی میگه
نامی : نگا فقط بخاطر ات هرچی نباشه این همنوعشه وهیچ آسیبی بهش وارد نمیکنه
_باشه ولی پدرش رو چکار می‌کنی
مارکل: زمان ما و شما با هم فرق می‌کنه
نامی:باشه برو
ویو مارکل
هاکیما رو بلند کردم با خودم بردمش بالا پادشاه حتماً خیلی خوشحال میشه هرچی نباشه دخترشه
به دروازه رسیدیم و داخل رفتیم که هاکیما بیدار شد و یه داد بلندی زد بردمش یه‌ گوشه و ماجرا رو براش تعریف کردم آمدم پرواز کنم که گفت بلد نیست بپره برای همین بهش یاد دادم
دیدگاه ها (۱)

گرگ ومیش پارت ۲۷ویو ات از خواب بیدار شدم اما نمی‌دونستم کجام...

گرگ و میش پارت ۲۸ویو ات به طرف رفتم که محکم بغلم کرد و آرم م...

@anonymous_bts.بچها این پیجم مسدود شده این فیک رو قبلاً داخل...

گرگ ومیش پارت 23ویو ات که یهو یه چیزی ازم آزاد شد اصلا خودم ...

تکپارتی ....( بیبی لیدی اسماته اذیت میشی چشمات کور نمیشه ......

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³ منم طبق معمول تن...

وکیل اقای جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط