³⁹
³⁹
جشن تولد یونجو در اوج خود بود. یونجو بازیگوشانه مشغول خزیدن بود و ا/ت و جونگکوک با او را زیر نظر داشتند. جی هون و هایون در تمام مدت کنار هم بودند، اما با فاصله اجتماعی مناسبی که نشان دهد هنوز موضوعی خصوصی بین آنهاست.
پس از بازی و صرف خوراکیها، جونگکوک میکروفون را برداشت.
کوک: خب، وقت رسیدن به مهمترین بخش جشنه... تولد یک سالگی پرنسس ما، یونجو! بیاید شمعها رو فوت کنیم
همه دور میز جمع شدند. جونگ وو با شور و اشتیاق آماده بود تا یونجو را بلند کند.
وقتی همه ساکت شدند، ا/ت متوجه شد که نگاههای جی هون و هایون کمی عجیب است؛
جی هون به آرامی جلو آمد. او دستش را روی شانهی جونگ وو گذاشت که کنارش ایستاده بود.
جی هون:وقتشه که حقیقت رو دربارهی یه چیز دیگه بگم."
جی هون به سمت ا/ت و جونگکوک برگشت و سپس دست هایون را گرفت.
جی هون: ا/ت، جونگکوک... ما در این شش ماه گذشته وقت زیادی رو با هم گذروندیم جی هون کنی مکث کرد و نگاهی مهربان به هایون انداخت.
جی هون: ما میخواستیم که این رابطه جدید، قبل از اعلام عمومی، کاملاً جدی بشه. و حالا شدیم. ما دو نفر از مدتی پیش با هم قرار میگذاریم
هایون با لبخندی آرام تأیید کرد.
هایون: "بله، این اعلامیه ماست. ما تصمیم گرفتیم که تولد یونجو، بهترین فرصت برای اعلام خوشبختیمونه. ما رابطه خودمون رو رسماً شروع کردیم و حالا دوست داریم شما هم از این موضوع خبر داشته باشید."
جونگ وو برای لحظهای شوکه شد، اما با دیدن شادی واقعی جی هون، لبخند زد.
جونگ وو: هی! یعنی شما دو تا یه تیم تشکیل دادین و منو از بازی بیرون کردین؟ تبریک میگم برادر بزرگ! هایون، تو فوقالعادهای.
ا/ت با هیجان به سمت هایون دوید و او را در آغوش گرفت.
ا/ت: وای! من حدس میزدم! شما دو تا با هم خیلی خوب هستید تبریک میگم، جی هون! تبریک میگم، بهترین دوست!"
جونگکوک با افتخار به برادرش نگاه کرد.
کوک: خوشحالم برادر. مهم نیست کی زودتر اعلام کنه، مهم اینه که هردوی شما خوشحال باشید."
هیجان دو برابر شده بود. در میان تشویقهای خانواده برای دو زوج، یونجو که متوجه توجه همه شده بود، دستش را به سمت شمع دراز کرد. ا/ت و جونگکوک با هم او را بالا بردند و با کمک او، شعله شمع یک سالگی به زیبایی خاموش شد.
جشن با شادی دو برابر برای تولد یونجو و شروع رابطه جی هون و هایون، به اوج خود رسید.
#فیک
#سناریو
جشن تولد یونجو در اوج خود بود. یونجو بازیگوشانه مشغول خزیدن بود و ا/ت و جونگکوک با او را زیر نظر داشتند. جی هون و هایون در تمام مدت کنار هم بودند، اما با فاصله اجتماعی مناسبی که نشان دهد هنوز موضوعی خصوصی بین آنهاست.
پس از بازی و صرف خوراکیها، جونگکوک میکروفون را برداشت.
کوک: خب، وقت رسیدن به مهمترین بخش جشنه... تولد یک سالگی پرنسس ما، یونجو! بیاید شمعها رو فوت کنیم
همه دور میز جمع شدند. جونگ وو با شور و اشتیاق آماده بود تا یونجو را بلند کند.
وقتی همه ساکت شدند، ا/ت متوجه شد که نگاههای جی هون و هایون کمی عجیب است؛
جی هون به آرامی جلو آمد. او دستش را روی شانهی جونگ وو گذاشت که کنارش ایستاده بود.
جی هون:وقتشه که حقیقت رو دربارهی یه چیز دیگه بگم."
جی هون به سمت ا/ت و جونگکوک برگشت و سپس دست هایون را گرفت.
جی هون: ا/ت، جونگکوک... ما در این شش ماه گذشته وقت زیادی رو با هم گذروندیم جی هون کنی مکث کرد و نگاهی مهربان به هایون انداخت.
جی هون: ما میخواستیم که این رابطه جدید، قبل از اعلام عمومی، کاملاً جدی بشه. و حالا شدیم. ما دو نفر از مدتی پیش با هم قرار میگذاریم
هایون با لبخندی آرام تأیید کرد.
هایون: "بله، این اعلامیه ماست. ما تصمیم گرفتیم که تولد یونجو، بهترین فرصت برای اعلام خوشبختیمونه. ما رابطه خودمون رو رسماً شروع کردیم و حالا دوست داریم شما هم از این موضوع خبر داشته باشید."
جونگ وو برای لحظهای شوکه شد، اما با دیدن شادی واقعی جی هون، لبخند زد.
جونگ وو: هی! یعنی شما دو تا یه تیم تشکیل دادین و منو از بازی بیرون کردین؟ تبریک میگم برادر بزرگ! هایون، تو فوقالعادهای.
ا/ت با هیجان به سمت هایون دوید و او را در آغوش گرفت.
ا/ت: وای! من حدس میزدم! شما دو تا با هم خیلی خوب هستید تبریک میگم، جی هون! تبریک میگم، بهترین دوست!"
جونگکوک با افتخار به برادرش نگاه کرد.
کوک: خوشحالم برادر. مهم نیست کی زودتر اعلام کنه، مهم اینه که هردوی شما خوشحال باشید."
هیجان دو برابر شده بود. در میان تشویقهای خانواده برای دو زوج، یونجو که متوجه توجه همه شده بود، دستش را به سمت شمع دراز کرد. ا/ت و جونگکوک با هم او را بالا بردند و با کمک او، شعله شمع یک سالگی به زیبایی خاموش شد.
جشن با شادی دو برابر برای تولد یونجو و شروع رابطه جی هون و هایون، به اوج خود رسید.
#فیک
#سناریو
- ۴۱.۱k
- ۱۸ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط