{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اخر در یکی از این کافه های تنهایی ... بعد خوردن فنجان قهو

اخر در یکی از این کافه های تنهایی ... بعد خوردن فنجان قهوه و کیکه کوچکم بلند میشوم خودم را جا میگذارم و میروم...
یک روز به منه احمق این روز هایم پایان میدهم...
فقط هنوز ان کافه برایم خاطراتش قشنگ اند... خدا نکند برسد روزی که.....
خودم را انجا بگذارم و برگردم خانه کنار گل های یخی.... و تحسین کنم نام گل هایم را که چقدر برازنده است‌....
#دختر افتاب#
دیدگاه ها (۳)

...

شما حواستون نبود!گوشیش که زنگ خورد، من دیدم دستاش میلرزه، پل...

..

دریکی از عکس هایت چقدر مردانه افتادی. حس میکنم سالهاست تورا ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²دردی در قلبم هست که مرا نمی‌کُشد، اما اصلاً شب...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁰پیش‌ از آنکه‌ دانه‌ای‌ جوانه‌ بزند و‌ به‌ نور...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

قسمت ۶

با خود فکر میکردم .. که اگر نباشی چه میشود؟!اصلا مگر چیزی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط