اخر در یکی از این کافه های تنهایی ... بعد خوردن فنجان قهو
اخر در یکی از این کافه های تنهایی ... بعد خوردن فنجان قهوه و کیکه کوچکم بلند میشوم خودم را جا میگذارم و میروم...
یک روز به منه احمق این روز هایم پایان میدهم...
فقط هنوز ان کافه برایم خاطراتش قشنگ اند... خدا نکند برسد روزی که.....
خودم را انجا بگذارم و برگردم خانه کنار گل های یخی.... و تحسین کنم نام گل هایم را که چقدر برازنده است....
#دختر افتاب#
یک روز به منه احمق این روز هایم پایان میدهم...
فقط هنوز ان کافه برایم خاطراتش قشنگ اند... خدا نکند برسد روزی که.....
خودم را انجا بگذارم و برگردم خانه کنار گل های یخی.... و تحسین کنم نام گل هایم را که چقدر برازنده است....
#دختر افتاب#
- ۱.۵k
- ۲۶ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط