Childhood love

Childhood love
Part ۳

ا/ت

سوار ماشین شدم وقتی در رو بست رفت سمت در راننده نشست سمت راننده و استارت زد..تو مسیر ساکت بودیم و من منظره بیرون رو تماشا میکردم..بخاطر شامپاین هم کمی خمار بودم و گونه هام قرمز شده بودند..کوک با یک دست رانندگی میکرد و دست دیگش رو دنده بود ..احساس کردم دست کوک دارع به دست من نزدیک تر میشه که خودم دستشو گرفتم..کوک لبخند زد و دستمو بلند کرد و نزدیک لباش کرد و بوسید..احساس خوبی داشت و لبخند زدم


کوک: ملکه من شدی :)
ا/ت: جدا؟ 😈
کوک:*خنده*.. آره
ا/ت: چه عالی


کوک

رسیدیم به عمارتم..بادیگارد ها ماشینو گرفتن و من و ا/ت به سمت عمارت حرکت کردیم..ا/ت عین مهمون ها که بعضی از عمارت ها رو تایپ ایده آل شون میدونن ا/ت هم کمی خوشش اومده بوده بود و خونه رو بهش نشون دادم و نشستیم سر میز بار..ا/ت هنوز خمار بود

ا/ت: من بازم الکل میخوام احساس میکنم دوپامین میخوام
کوک:😂 خیلی خب باشه..فقط مراقب باش زیاد مست نشید چون نمیدونم چه جوری عمل میکنی
ا/ت: من خیلی کم الکل میخورم ولی وقتی بخورم..ولی نرمالم😂
کوک:معلومه😂..*به کمد رو به رو پر از الکل و مشروبات مختلف مثل کوکتل و شامپاین و ویسکی نشون دادم..هر کدومو خواستی بردار..خودم ویسکی میخوام

کوک

بعد یک ساعت هردو کاملا مست شده بودیم و می‌گفتیم و میخندیم..خدمتکار ها هم رفتع بودند و عمارت از خنده های ما پر شده بود..بعد اینکه دیدیم ساعت 3 نصفه شبه و ا/ت کم کم خوابش میاد رفتیم خوابیدی


یازده صبح

ا/ت

وقتی چشمامو باز کردم از شدت مست بودنم سرم درد میکرد..اطرافمو دیدم که دیدم تو اتاق کوک رو تخت دونفره اش خوابیدیم و کوک سفت بهم چسبیده

ا/ت: کوک؟.. ولم میکنی؟.. دارم خفه میشم!.. کوک؟.. بیدار شو !..*چشماشو باز کرد*
کوک: چخبره؟..
ا/ت: خفه شدم خب
کوک: *دستمو شل کردم* ببخشید نفهمیدم
ا/ت: عیبی نداره
کوک: فکر کنم الان صبحونه آماده هست *بلند شدم و لباس پوشیدم
ادمین؛ همونطور که میدونید کوک با شورت میخوابه و محض اطلاع ا/ت هم با یک لباس خواب
ا/ت:میگم..دیشب..ما...اهم اهم..نکردیم؟
کوک: *قهقه*... نه بابا ما تا افتادیم رو تخت دو تامون هم غش کردیم از خواب الودگی.. من میرم تو هم آماده شو و بیا..لباس خواب سکسی ای داری *چشمک شیطنت آمیز*
ا/ت؛*تا خواستم بالش رو سمتش پرت کنم رفت.. این کجاش سکسیه؟.. فقط یکم پیراهن خوابه که تا ران هامه و از بالا تنه هام فقط تا بالای سینه ام رو گرفته خیلی منحرففف و جذاب شده..خیلییی..*وقتی آماده شدم رفتم و سر میز غذا خوری و نشستم رو به روی کوک..یک شلوارک لی و یک تی شرت صورتی پوشیده بودم ..کوک هم یک شلوار راحتی طوسی و زیر پیراهن مشکی*
دیدگاه ها (۰)

Childhood Part ۴ا/تخدمتکار ها بشقاب های غذا رو آوردن و شروع ...

Childhood love Part ۵ا/تناخودآگاه خوشحال شدم و لبخندم بناگوش...

Childhood love Part ۲ا/ت: *گونه هام قرمز شد* من؟کوک: آره..مگ...

Childhood love Part 1ا/تبا پاهای برهنه درحال قدم زدن ساحل بو...

Childhood love Part ۳ا/توقتی لباشو رو لبام گذاشت خشکم زد..آر...

Childhood love Part ۴کوکبعد یک ساعت هردو کاملا مست شده بودیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط