Childhood

Childhood
Part ۴

ا/ت

خدمتکار ها بشقاب های غذا رو آوردن و شروع کردیم به خوردن خیلی گشنم بود و با لذت بشقابمو تموم کردم کوک هم داشت وضعیت کمپانی ها رو چک میکردم و با عینکی که زده بود خیلی جذاب شدع بود. منم با گوشیم ور میرفتم و قرار داد هامو چک میکردم که کوک حواسش به من افتاد

کوک: چه زود..
ا/ت: آخه خیلی گشنم بود
کوک: اونطوری که تو دیشب غذا خوردی و بعدش مجبورم کردی باهم مشروب بخوریم معلومه خیلی شکمویی
ا/ت: یه کوچولو 🤏🏼
کوک یک کوچولو ؟😂 *اشارع به دست ا/ت*
ا/ت: ارع😂..
کوک: وضعیت کمپانی هات چطورع
ا/ت:... *براش چندتا نمودار و قرار داد ها رو فرستادم..خودت ببین😏
کوک؛ اوو نه خوشم اومد..*یک روزی با هم قراداد ببندیم میترکونیم*
ا/ت:برنامه چیه
کوک: الان ساعت یکه تا ساعت 4 آزادیم..بعدش میرسیم به پارتی من
ا/ت: اوو پس من میرم خونه
کوک: الان؟
ا/ت: آرع..باید بریم آماده شم
کوک: باشه پس میبینمت..*اشارع کردن به بادیگارد که بره به راننده بگه آماده شه منو برسونه*..خداحافظ
ا/ت: خداحافظ

*5:08*
*مهمونی*

کوک

یک ساعت از شروع مهمونی شروع شدع بود ولی ا/ت هنوز نیومده بود همکاری های بابام خودم هروقت میومدن من به بهونه مشغول بودنم ردشون میکردم ولی نمیتونستم با مدیر هایی که با شرکتشون قرارداد بستم رو رد کنم تا اینکه صدای در خورد به خدمتکار اشارع کردم در رو باز کنه وقتی ا/ت اومد دقیق ندیدمش و یکراست رفت طبقه بالا..مثل اینکه میخواست لباساش رو عوض کنه..بعد پنج دقیقه اومد..من و بقیه حواسمون به مهمونی بود وقتی ا/ت از پله ها اومد نفسم بند اومده بودیم...خیلی خیلی خوشگل شده بود..آرایش ملایمی داشت و یک پیراهن مجلسی مشکی پوشیده بود و موهای موج دارش رو گوجه ای بسته بود..با اینکه تیپش ساده بود ولی محشر شده بود همه به ا/ت خیره شده بودند مخصوصا دختر ها همه پچ پچ میکردن که چقدر خوشگل شدع بود..به علاوه اون هیکل و پاهای زیبایی داشت..تاحالا اینقدر به بدنش دقت نکرده بودم..واقعا خوشگل شده بود..فرم پاهاش و بدنش..مجذوبش شده بودم..میتونستم سالها همونجا وایستم و بهش خیره بشم..واقعا فوق العاده بود..هرچقدرم ازش تعریف کنم بازم کمه..به رگ غیرتم برخورد و رفتم کمکش که از پله ها پایین بیاد

کوک: محشر شدی دختر
دیدگاه ها (۵)

Childhood love Part ۵ا/تناخودآگاه خوشحال شدم و لبخندم بناگوش...

Childhood love Part ۶*بعد پارتی*کوکآخرین مهمون هم رد کردیم.....

Childhood love Part ۳ا/تسوار ماشین شدم وقتی در رو بست رفت سم...

Childhood love Part ۲ا/ت: *گونه هام قرمز شد* من؟کوک: آره..مگ...

Childhood love Part ۴کوکبعد یک ساعت هردو کاملا مست شده بودیم...

Childhood love Part ۵*5:08**مهمونی*کوکیک ساعت از شروع مهمونی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط