{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو این فکر بودم که با هر بهونه یه بار آسمونو بیارم تو خون

تو این فکر بودم که با هر بهونه یه بار آسمونو بیارم تو خونه

حواسم نبود که به تو فکر کردن خود آسمونه خود آسمونه

تو دنیای سردم به فکر کردم

که عطرت بیاد و بپیچه تو پارچه

بیای و بخندی تو باز خنده هاتو

مثل شمعدونی بزارم رو طاقچه

به تو فکر کردم به تو آره آره

به تو فکر کردم که بارون بباره

به تو فکر کردم دوباره دوباره

به تو فکر کردن عجب حال داره
دیدگاه ها (۲)

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است اي بس غم و شادي که پس پرده...

هميشه خواب ها از ارتفاع ساده لوحي خود پرت مي شوند و مي ميرن...

اين چه راز ي است كه هر بار بهار با عزاي دل ما مي آيد ؟ كه زم...

من از نهایت شب حرف می زنم من از نهایت تاریکی و از نهایت ش...

پارت ۱:بازی سایه ها

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

stolen

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۱بارون شدیدی می‌بارید.لو...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و پنجم: مراقبتِ سمی، طلوعِ کابو...

My Vampire Mate Season 2 part : 51

★彡   Part 27 彡★ پس اونم گرمش بود. عالیه!حالا میتونم بدون این...

P10 .MY GOOD MISTAKE.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط