{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پچ ِ پچ ِ باران را می شنوی؟

پچ ِ پچ ِ باران را می شنوی؟

عاشقانه هایش را برای تو فرستاده ست!

گاه در کوچه می رقصد و پای کوبی می کند!

گاه شیشه ی ِ پنجره ی ِ اتاقت را می نوازد…

و برای قدم زدن، می خواندت

برخیز و خویش را از غمی که تا مرگ ِ احساس می بردت، رها ساز

خیس شو در بارانی که روحت را طراوات می دهد

باران، همه بهانه است

موهبتی ست از سوی ِ خدا

گاه، خدا نیز بهانه می کند

و مست می شود

برای بارش ِبوسه هایش

و تا آغوش بکشد تو را

از همه ی ِ آن لرزه گناهانی که سبب ِ اندوهت می شوند

آری، سروده ام را بگذار به حساب ِ تب و هذیان

اما باور دار که

آغوش ِ او بسیار بزرگ است ...

تقديم به همه ي دوستان باراني ام به پاسداشت اولين باران پاييز
دیدگاه ها (۱)

بایدزخم هایم را ببندمبه بال کبوتری که سهمش از اسمانبه قدری ب...

قلبم شکسته شد ولیچشمات فراموشم نشدهرکاری من کردم ولیعشقم هم ...

.

.

p30

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

ماه پنبه ای

عاشقانه های شبنم

در خلوت دل، ندای تو می‌شنوماز خویش رها، صدای تو می‌شنومجمعه‌...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

رمان تهیونگ و جنی

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط