پارت ۲۱۰
پارت ۲۱۰
زنعمو باشه ای گفتو منم کمد لباسی رو نشونش دادمو اونم براش چندتا گذاشت تا بینشون انتخاب کنه و اون در نهایت ست کت و شلوار مشکیشو انتخاب کرد و پوشید ، منم میکاپم که تموم شد از زنعمو خواستم تا موهامو برام یکمی حالت دار کنه و اونم با صبرو حوصله برام انجامش داد و پس از اتمام کارش لبخندی زدو گونم رو بوسید
یونهی: خیلی خوشگل شدی دخترم ، مطمئنم از تمام زن های اون مجلس زیباتری
+اما زیباییم به پای شما و مادرم نمیرسه
خنده ای کردو به شوخی گفت
یونهی: معلومه که ما خوشگلتر از توییم تازه ما هر کدوم دوتا بچه داریم و هنوز اینقدر خوشگل و جوون موندیم
خنده ای کردمو از رویه صندلی بلند شدم و اروم پشت دستش رو بوسیدم ، از حرکتم ناراحت شد و میخواست جلومو بگیره اما من کار خودم رو انجام دادم
یونهی: چرا اینکارو کردی دخترم ؟
+مثل یه مادر واقعی همیشه پیشم بودی ، این که چیزی نیست...
زنعمو باشه ای گفتو منم کمد لباسی رو نشونش دادمو اونم براش چندتا گذاشت تا بینشون انتخاب کنه و اون در نهایت ست کت و شلوار مشکیشو انتخاب کرد و پوشید ، منم میکاپم که تموم شد از زنعمو خواستم تا موهامو برام یکمی حالت دار کنه و اونم با صبرو حوصله برام انجامش داد و پس از اتمام کارش لبخندی زدو گونم رو بوسید
یونهی: خیلی خوشگل شدی دخترم ، مطمئنم از تمام زن های اون مجلس زیباتری
+اما زیباییم به پای شما و مادرم نمیرسه
خنده ای کردو به شوخی گفت
یونهی: معلومه که ما خوشگلتر از توییم تازه ما هر کدوم دوتا بچه داریم و هنوز اینقدر خوشگل و جوون موندیم
خنده ای کردمو از رویه صندلی بلند شدم و اروم پشت دستش رو بوسیدم ، از حرکتم ناراحت شد و میخواست جلومو بگیره اما من کار خودم رو انجام دادم
یونهی: چرا اینکارو کردی دخترم ؟
+مثل یه مادر واقعی همیشه پیشم بودی ، این که چیزی نیست...
- ۷.۲k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط