{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو یه جمعی بودیم دو تا خانوم باردار اونجا بودن،

تو یه جمعی بودیم دو تا خانوم باردار اونجا بودن،
یکیشون گفت: میگن اگه زنه حامله انار بخوره،
بچش خوشگل میشه!







مامان منم اشاره کرد سمت من،
نه گذاشت نه برداشت، گفت:
کو؟؟؟ ایناها! من سر این خوردم چی شد؟؟؟ (◑︿◐)

بازم داغون شدم دااااغوووون ಥ_ಥ
دیدگاه ها (۱۶)

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

موفقیت عشق در همراه دارد پارت ⁵بعد از حاضر شدنم سوار ماشین ش...

I can be myself with himPart⁹⁵شب شده بود و پسرا توی هال نشست...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 156♡⁠。⁠)⁩خيلي و...

پارت هشتمباهم سوار موتور شدین و یه گوشه شینیچیرو زد کنار و پ...

پارت بیست‌ و دوم | راهیِ سفرپارک لاراچمدونم رو روی تخت گذاشت...

پارت بیست و دوم"ویو نیلسو"*از ویلا رفتیم بیرون و یکم قدم زدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط