fake Jhope
fake J_hope
part*5
اخر هفته
پ: لیل دخترم آرایشگر اومده
اشکامو پاک کردم اخه چرا اینقدر زود میگذره
کی اخر هفته شد من اونو دوست ندارم الان باید بجای اون عوضی جانی بود
ارایشگر: سلام خانم
ا.ت:سلام
ارایشگر: شما خودتون خوشگلید نیاز به ارایش ندارید
ا.ت: اگه نمیخوای ارایش کنی تا من برم
ارایشگر:منظورمو بد گرفتین داشتم ازتون تعریف میکردم
ا.ت: لازم نکرده
ارایشگر: اتفاقی افتاده
ا.ت: مسائل شخصیه
ارایشگر: باشه
ارایشم تموم شد لباس عروسمو دادن پوشیدم
گفته بودن که عروسی تو یه باغ بزرگ میگیرن
من کامل اماده بودم ولی خیلی ناراحت بودم واقعا باورم نمیشد با کسی میخوام برم زیر یه سقف زندگی کنم که هیچ حسی بهش ندارم بلکه ازش خوشم هم نمیاد اخه بخاطر یه شراکت چرا باید اینکارو کنن با من مگه گناه من چیه کاشکی وقتی رسیدیم به جای این پسره کیه جیهوپه
جانی بیاد
پ: دخترم بیا پایین
کفشای پاشنه بلند سفیدمو پوشیدم رفتم پایین
پسره هم منتظر بود
پ: خب عزیزم لبخند بزن اروم بیا پایین دست گل از دست داماد گلم بگیر بعد محکم بغلش کن
پ.ج: پسرم تو هم همین که لیا اومد پایین دست گل بهش بده وقتی بغلت کرد دستتو بزار دور کمرش بغلش کن
ا.ت: چرا باید همچین کاری کنیم
پ: خب مراسم ازدواجته دختر من باید مراسمش عالی باشه این هم گفتم چون عکاس میخواد فیلم و عکس بگیره
ا.ت: لازم نکرده فیلم و عکس بگیره
پ: یعنی چی
ا.ت: پدر شما از من خواستین این ارایش مسخره بکنم این لباس و کفش مسخره هم بپوشم موهامم خیلی زشت ببندن پس چرا نمیزاری دیگه
مراسم ازدواج جوری باشه که من میخوام
پ: خب دخترم چرا ناراحت میشی باشه چطور میخوای
ا.ت: میخوام عادی باشه خب من میرم تو ماشین
پ: اخه باید عکس بگیره
ا.ت: پولشو بدین لازم نیست عکس بگیره من به اندازه خودم عکس دارم
پ: خب باشه
رفتم تو ماشین نشستم جیهوپم اومد هیچ حرفی نزد راه افتادیم عکاسا هم اومدن خواستن از راه شیشه ماشین ازمون عکس بگیرن
ا.ت: شیشه رو بکش بالا
هوبی: پیش خودته پس خودت بکش بالا
ا.ت: پررو هم که هستی
هوبی:خب بیا کشیدم چته داری گریه میکنی از اولی که سوار ماشین شدم فقط داری گریه میکنی
ا.ت: خب پس تو از ازدواج ما راضی هستی
هوبی: نه منم از این ازدواج متنفرم کی میشه این روز تموم بشه
ا.ت: فکر کنم هنوز اولش باشه
#جیهوپ
#فیک
#سناریو
part*5
اخر هفته
پ: لیل دخترم آرایشگر اومده
اشکامو پاک کردم اخه چرا اینقدر زود میگذره
کی اخر هفته شد من اونو دوست ندارم الان باید بجای اون عوضی جانی بود
ارایشگر: سلام خانم
ا.ت:سلام
ارایشگر: شما خودتون خوشگلید نیاز به ارایش ندارید
ا.ت: اگه نمیخوای ارایش کنی تا من برم
ارایشگر:منظورمو بد گرفتین داشتم ازتون تعریف میکردم
ا.ت: لازم نکرده
ارایشگر: اتفاقی افتاده
ا.ت: مسائل شخصیه
ارایشگر: باشه
ارایشم تموم شد لباس عروسمو دادن پوشیدم
گفته بودن که عروسی تو یه باغ بزرگ میگیرن
من کامل اماده بودم ولی خیلی ناراحت بودم واقعا باورم نمیشد با کسی میخوام برم زیر یه سقف زندگی کنم که هیچ حسی بهش ندارم بلکه ازش خوشم هم نمیاد اخه بخاطر یه شراکت چرا باید اینکارو کنن با من مگه گناه من چیه کاشکی وقتی رسیدیم به جای این پسره کیه جیهوپه
جانی بیاد
پ: دخترم بیا پایین
کفشای پاشنه بلند سفیدمو پوشیدم رفتم پایین
پسره هم منتظر بود
پ: خب عزیزم لبخند بزن اروم بیا پایین دست گل از دست داماد گلم بگیر بعد محکم بغلش کن
پ.ج: پسرم تو هم همین که لیا اومد پایین دست گل بهش بده وقتی بغلت کرد دستتو بزار دور کمرش بغلش کن
ا.ت: چرا باید همچین کاری کنیم
پ: خب مراسم ازدواجته دختر من باید مراسمش عالی باشه این هم گفتم چون عکاس میخواد فیلم و عکس بگیره
ا.ت: لازم نکرده فیلم و عکس بگیره
پ: یعنی چی
ا.ت: پدر شما از من خواستین این ارایش مسخره بکنم این لباس و کفش مسخره هم بپوشم موهامم خیلی زشت ببندن پس چرا نمیزاری دیگه
مراسم ازدواج جوری باشه که من میخوام
پ: خب دخترم چرا ناراحت میشی باشه چطور میخوای
ا.ت: میخوام عادی باشه خب من میرم تو ماشین
پ: اخه باید عکس بگیره
ا.ت: پولشو بدین لازم نیست عکس بگیره من به اندازه خودم عکس دارم
پ: خب باشه
رفتم تو ماشین نشستم جیهوپم اومد هیچ حرفی نزد راه افتادیم عکاسا هم اومدن خواستن از راه شیشه ماشین ازمون عکس بگیرن
ا.ت: شیشه رو بکش بالا
هوبی: پیش خودته پس خودت بکش بالا
ا.ت: پررو هم که هستی
هوبی:خب بیا کشیدم چته داری گریه میکنی از اولی که سوار ماشین شدم فقط داری گریه میکنی
ا.ت: خب پس تو از ازدواج ما راضی هستی
هوبی: نه منم از این ازدواج متنفرم کی میشه این روز تموم بشه
ا.ت: فکر کنم هنوز اولش باشه
#جیهوپ
#فیک
#سناریو
- ۸.۸k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط