fake jhope

fake j_hope
part*4

پ: یعنی چی
اقای جانگ: خب میتونن باهم خوشبخت بشن
پ: یعنی منظورت اینه باهم ازدواج کنن
اقای جانگ: اره
پ: نمیدونم ببینم لیا راضیش باشه یا نه
اقای جانگ: اگه راضی هم نباشه تو پدرشی راضیش کن این ازدواج اتفاق بیفته
پ:چی بگم خودمم دوست دارم

حال
ا.ت: بابا عمو بگید دیگه چیشده
اقای جانگ: تو باید عروس من بشی
ا.ت و هوبی: 😳😳
ا.ت: چی
اقای جانگ: منو پدرت تصمیم گرفتیم که تو جیهوپ باهم ازدواج کنید
جیهوپ: 😳
یعنی چی من بخوام با این عوضی زندگی کنم
م: یعنی چی ا.ت با جیهوپ ازدواج کنه
پ: اره
خانم جانگ:من نمیدونم چی بگم ولی مشکلی با ازدواج ندارم
پ و م و اقای جانگ: ماهم مشکلی نداریم
پ: خب ازدواج اخر هفته بگیریم چطوره
اقای جانگ: عالیه خب دیگه ما بریم
پ: میموندید
اقای جانگ: نه دیگه
پ: خب باشه
اقای جانگ: خدانگهدار
پ: خدانگهدار
ا.ت: بابا شما چطور بدون اجازه من همچین تصمیمی گرفتید
پ: مگه راضی نیستی
ا.ت: نه من نمیخوام با او ازدواج کنم
پ: من نمیخوام نداریم باید ازدواج کنی
ا.ت: ولی دوسش ندارم
پ: رو حرف من حرف نزن برو تو اتاقت بخواب
رفتم تو اتاقم گریه کردم و تو فکر جانی بودم اخه میشه جانی ول کنم برم با این پسره 😭😭😭

#جیهوپ
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۳)

fake J_hopepart*5اخر هفتهپ: لیل دخترم آرایشگر اومدهاشکامو پا...

fake j_hopepart*6هوبی: یه چیز دیگه کی میشه از دست تو خلاص بش...

fake j_hopepart*3اقای جانگ: جیهوپ این لیل دختر اقای کیمهوبی:...

fake j_hope part*2صبحاز خواب بیدار شدم تا جانی پیام دادهجانی...

love Between the Tides³¹شبتهیونگرفتم بیمارستان تهیونگ: ببخشی...

love Between the Tides²⁵چند دقیقه بعدم: چیکار میکنی؟ ا/ت: هی...

love Between the Tides³⁰چند دقیقه بعد تهیونگ به سرعت رفتم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط