{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my ex

‌my ex
p.32
e.2
جونگ‌کوک سریع نگاهشو دزدید، ولی این بار، اون مکثِ اضطرابیِ همیشگی رو نداشت. انگار یه پذیرشِ خیلی آروم تو وجودش بود. ا.ت هم سرشو دوباره انداخت پایین، ولی یه رنگِ خیلی کمرنگِ صورتی رو گونه‌هاش نشست.

بعد از جلسه عکاسی، وقتی داشتن وسایلشونو جمع می‌کردن، عکاس چند تا عکس رو روی مانیتور نشون داد. یکی از عکس‌ها، همون بود که جونگ‌کوک و ا.ت به هم نگاه کرده بودن.
عکاس با هیجان گفت:
«این عکس حرف داره. این نگاه… یه جورِ داستانی داره. انگار یه عالمه حرف نگفته بینشونه.»

جونگ‌کوک به عکس نگاه کرد. بعد به ا.ت که کنارش ایستاده بود.
–واقعاً؟
صداش یه ذره تعجب داشت.

ا.ت فقط نگاه کرد به عکس. یه حسِ عجیبی داشت. یه حسِ دیده شدن، ولی نه به شکلی که قبلاً تجربه کرده بود. انگار یه بخشی از اون سکوتِ بینشون، تو اون عکس ترجمه شده بود.
+آره. داره.

جونگ‌کوک یه نگاهِ خیلی کوتاه به ا.ت انداخت. این بار، بدون هیچ حرف، یه لبخندِ کوچیکِ واقعی اومد رو لبش. انگار یه چیزی رو تو اون نگاهِ عمیق، یه جورِ پذیرشِ متقابل، پیدا کرده بود.

تو راه برگشت، جونگ‌کوک پیام داد:
-اون عکسه… واقعاً خوب شد.

ا.ت جواب داد:
+آره.

بعد مکث کرد، بعد اضافه کرد:
+فکر کنم… گاهی اوقات سکوت بیشتر از کلمه حرف می‌زنه.

جونگ‌کوک جواب داد:
-شاید حق با تو باشه.

و این بار، اون «شاید» خیلی بیشتر از همیشه جدی بود........
ادامه دارد.....
تازگی ها چه طولانی پارت میزارممممم؟
بعد اینکه الان انقدر تایپ کروم انگشت هام به فنا رفتن
خب بیایین شرط بزاریم
برای پارت بعدی
۳۵ لایک
۳۵ کامنت
دیدگاه ها (۲۶)

my exp.32e.1یه پروژه جانبی جدید برای جونگ‌کوک تعریف شده بود:...

my exp.31e.2بعد از فیلم‌برداری، وقتی ا.ت داشت وسایلشو جمع می...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط