پارت۶۳
پارت۶۳
ارامشی برای حس تو
+ الان که میریم جیهونم اونجاست! خودتم میدونی که باهاش مشکل دارم و تو دانشگاه با دعوا شد ..پس باهاش گرم نگیر!....باشه قشنگم؟(لبخند)
- (ل/بشو سطحی بو/سیدم) باشه ددی جونم(لبخند کیوت)
+(لبخند)(دستمو از رو پ/اهاش برداشتم و پیاده شدیم و رفتیم داخل خونه باهمه سلام و احوال پرسی کردیم و نشستیم ساعت۳وربع بود تا ساعت۷ کلی فیلم دیدیم و راجب کار و دانشگاه حرف زدیم....تهیونگ غذا سفارش داد و همه نشسته بودیم رو کاناپه که میسو گفت)
\ (کنار ا.ت نشستم و دستشو گرفتم)ا.تتتت من دوس دارم خاله شم(کیوت)
- خب من چیکار کنم خب خاله شو (کمی خنده)
\ پس بچه بیار تا خاله بشممم(کیوت و لبخند)
(علامت ته =)
= منم میخوام عمو بشماااا زود باشیددد ..(کمی خنده)
- (راستش خودمم بچه میخوام ولی دو دلم اما الانم نمیتونم بگم میخوام پس حرفی نزدم )
= هی جونگکوک تو یچیزی بگو(کمی خنده)
+ چی بگم اخه منو ا.ت راجبش حرف زدیم(کمی خنده)
\= خببببب بچه میارید؟!(ذوق)
+ فعلا که ن.....(با حرف سوهی حرفم قطع شد)(علامت سوهی /)
/ بچه هاااا بیاین بشینین جرعت حقیقت بازی کنیممممم(نشستم رو زمینو یه بطری گذاشتم وسط ....همه دور هم جمع شدیم منو میسو و ا.ت پیش هم بودیم تهیونگو جیهونو جونگکوک(ا.ت و جونگکوک رو به رو هم بودن) هم پیش هم نشسته بودیم و یه حلقه تشکیل داده بودیم)
\خب خب من میچرخونممممم(چرخوندم و خودم به تهیونگ افتادم)
= خب بچه جرعت یا حقیقت؟(ابرویی بالا دادم)(خنده)
\ جرعت!(ابرویی بالا دادم)
= شب یه شیشه سو/جو میخوری!(خنده)
\ نهههه تهیونگ اذیت نکن من سو/جو دوس ندارم حداقل ویس/کی(چون سو/جو تلخه ازش متنفرم ولی با بقیه مشکل ندارم)
= دوتاش میکنمااا(خنده)
\ هوفففف باش(اخم کیوت)
(علامت جیهون ×)
-+=×/(خنده)
\(چرخوندم افتاد رو تهیونگ و ا.ت)چرا همش رو این میوفتههه ایشششش(کیوت اخم)
-+=×/ (خنده)
= خب ا.ت جرعت یا حقیقت؟
- عاااامممم حقیقت!(لبخند)
= خب.....چیزه تاحالا بوده که بخوای از کوک ولی بهش نگفته باشی؟!
- خب راستش ا..اره(من بچه میخوام و هنوز به ددی نگفتم پس حساب میشه)(سرمو انداختم پایین)
+( با حرفش تعجب تموم وجودمو گرفت .....باهام قهره که بهم نگفتهههه ولییی سرچییییی نکنهههه ناراحته ازمممم...انقد تعجب کرده بودم که متوجه نشدم کی میسو دوباره بطری رو چرخوند.....نگا کردم....دیدم به منو ا.ت افتاده...از فرست استفاده کردم و گفتم)جرعت یا حقیقت؟
- عااااممم...(میخواستم بگم که همه به غیر ددی گفتن)
\=/× ا.ت هرکدومو انتخاب کنی کارت به جاهای باریک میرسه(خنده)
- (از سر خجالت کمی خندیدم و گفتم) ....حقیقت!
+اون چیه که ازم میخوای ولی بهم نگفتی بیب؟! (تعجب و کنجکاو)
- عااااممممم (وااایییی باید راستشو بگممم..هووووففف میگمم)من....من ب...بچه میخوا...(با کاری که کرد نتونستم حرفمو کامل کنم......)
+(با حرفش انقد ذوق کردم که قابل توصیفههه...بعد حرفش فورا رفتم سمتش و روش خی/مه زدم و گفتم)اون ور نگا کنید با زنم کار دارم(نیشخند)
- (صورتشونو باخنده اون ور کردن و ددی ل/باشو کوبند به ل/بم با ولع م/ک میزد....با هر صدایی که از بو/سمون ایجاد میشد باعث مشد بیشتر خجالت بکشم.....بعد ۳مین یهو.....
حمایت لاااوااامممم : )
امتحان دارم دعا کنید از۱۸ به بالا بگیرمممم کیوتام من گناه دارممم!
ارامشی برای حس تو
+ الان که میریم جیهونم اونجاست! خودتم میدونی که باهاش مشکل دارم و تو دانشگاه با دعوا شد ..پس باهاش گرم نگیر!....باشه قشنگم؟(لبخند)
- (ل/بشو سطحی بو/سیدم) باشه ددی جونم(لبخند کیوت)
+(لبخند)(دستمو از رو پ/اهاش برداشتم و پیاده شدیم و رفتیم داخل خونه باهمه سلام و احوال پرسی کردیم و نشستیم ساعت۳وربع بود تا ساعت۷ کلی فیلم دیدیم و راجب کار و دانشگاه حرف زدیم....تهیونگ غذا سفارش داد و همه نشسته بودیم رو کاناپه که میسو گفت)
\ (کنار ا.ت نشستم و دستشو گرفتم)ا.تتتت من دوس دارم خاله شم(کیوت)
- خب من چیکار کنم خب خاله شو (کمی خنده)
\ پس بچه بیار تا خاله بشممم(کیوت و لبخند)
(علامت ته =)
= منم میخوام عمو بشماااا زود باشیددد ..(کمی خنده)
- (راستش خودمم بچه میخوام ولی دو دلم اما الانم نمیتونم بگم میخوام پس حرفی نزدم )
= هی جونگکوک تو یچیزی بگو(کمی خنده)
+ چی بگم اخه منو ا.ت راجبش حرف زدیم(کمی خنده)
\= خببببب بچه میارید؟!(ذوق)
+ فعلا که ن.....(با حرف سوهی حرفم قطع شد)(علامت سوهی /)
/ بچه هاااا بیاین بشینین جرعت حقیقت بازی کنیممممم(نشستم رو زمینو یه بطری گذاشتم وسط ....همه دور هم جمع شدیم منو میسو و ا.ت پیش هم بودیم تهیونگو جیهونو جونگکوک(ا.ت و جونگکوک رو به رو هم بودن) هم پیش هم نشسته بودیم و یه حلقه تشکیل داده بودیم)
\خب خب من میچرخونممممم(چرخوندم و خودم به تهیونگ افتادم)
= خب بچه جرعت یا حقیقت؟(ابرویی بالا دادم)(خنده)
\ جرعت!(ابرویی بالا دادم)
= شب یه شیشه سو/جو میخوری!(خنده)
\ نهههه تهیونگ اذیت نکن من سو/جو دوس ندارم حداقل ویس/کی(چون سو/جو تلخه ازش متنفرم ولی با بقیه مشکل ندارم)
= دوتاش میکنمااا(خنده)
\ هوفففف باش(اخم کیوت)
(علامت جیهون ×)
-+=×/(خنده)
\(چرخوندم افتاد رو تهیونگ و ا.ت)چرا همش رو این میوفتههه ایشششش(کیوت اخم)
-+=×/ (خنده)
= خب ا.ت جرعت یا حقیقت؟
- عاااامممم حقیقت!(لبخند)
= خب.....چیزه تاحالا بوده که بخوای از کوک ولی بهش نگفته باشی؟!
- خب راستش ا..اره(من بچه میخوام و هنوز به ددی نگفتم پس حساب میشه)(سرمو انداختم پایین)
+( با حرفش تعجب تموم وجودمو گرفت .....باهام قهره که بهم نگفتهههه ولییی سرچییییی نکنهههه ناراحته ازمممم...انقد تعجب کرده بودم که متوجه نشدم کی میسو دوباره بطری رو چرخوند.....نگا کردم....دیدم به منو ا.ت افتاده...از فرست استفاده کردم و گفتم)جرعت یا حقیقت؟
- عااااممم...(میخواستم بگم که همه به غیر ددی گفتن)
\=/× ا.ت هرکدومو انتخاب کنی کارت به جاهای باریک میرسه(خنده)
- (از سر خجالت کمی خندیدم و گفتم) ....حقیقت!
+اون چیه که ازم میخوای ولی بهم نگفتی بیب؟! (تعجب و کنجکاو)
- عااااممممم (وااایییی باید راستشو بگممم..هووووففف میگمم)من....من ب...بچه میخوا...(با کاری که کرد نتونستم حرفمو کامل کنم......)
+(با حرفش انقد ذوق کردم که قابل توصیفههه...بعد حرفش فورا رفتم سمتش و روش خی/مه زدم و گفتم)اون ور نگا کنید با زنم کار دارم(نیشخند)
- (صورتشونو باخنده اون ور کردن و ددی ل/باشو کوبند به ل/بم با ولع م/ک میزد....با هر صدایی که از بو/سمون ایجاد میشد باعث مشد بیشتر خجالت بکشم.....بعد ۳مین یهو.....
حمایت لاااوااامممم : )
امتحان دارم دعا کنید از۱۸ به بالا بگیرمممم کیوتام من گناه دارممم!
۱۰.۹k
۰۸ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۸)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.