{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیوکو از میساکی جدا شد و رفت پیش بقیه

کیوکو از میساکی جدا شد و رفت پیش بقیه...
ماجرا رو براشون تعریف کرد...ازینکه کیوکو بلاخره قراره از سینگلی بیاد بیرون و دختری تونست توجهشو جلب کنه براشون خبر خوبی بود
شوگا:امیدوارم عاقل بشی
جیمین زد زیر خنده که شوگا رو به اون کرد و گفت:امیدوارم توهم آدم بشی!
جیمین:مگه من چیکار کردم؟
شوگا:درواقع چیکار که نکردی
یونگهی:کلودی پارتنر خیلی خوبیه....البته جیمین هم اغواگر عالی ایه
کلودی:نه نه اشتباه فک میکنید بین من و اون هیچ چیزی نیست...من اصلا نمیتونم باهاش سازگار بشم
یونگهی:هی بیخیال دیدم چطور بهمدیگه نگاه می‌کنید غرق نگاه های همدیگه اید...چطور با عشق باهمدیگه میرقصیدید
جیمین:به حرفای کلودی توجه نکن چون...
دستشو انداخت دور کمر کلودی و به سمت خودش کشوندش
جیمین:اون الان مال منه
کلودی با حرص گفت:چرت و پرت نگو
جیمین: هرچقدر سخت بازی کنی برنده منم
دیدگاه ها (۶)

"بازی"🕶part:47🕶کلودی:برا من این چرت و پرتا رو نگو...فایده ند...

کیوکو:هرکجا دوست داشتید بریداز خونه زد بیرون یقه پیرهن مشکیش...

"بازی"🕶part:46🕶کیوکو:خوشت اومده کلک؟_:تو بوسم کردی...میخوای ...

میاکو:ای کلک...باشه برو باهاش آشنا شوکیوکو:برو نداریم خودش ب...

{←زیبای خفته→}Part5 end←که اون دختر بهت خیانت کرد ولی ما میت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط