{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می بوسمت اما بدان در آن هوس نیست

می بوسمت اما بدان در آن هوس نیست
آغوش تو دنیای من هست و قفس نیست

این روز ها مردن برایم سهل تر شد
در جان من با رفتنت دیگر نفس نیست

هر بار زیباتر شدی در چشم دریا
برخورد های موج با ساحل عبث نیست

ته مانده ی داراییم را غصب کردی
دین مرا،جان مرا بردی و بس نیست؟

در لای موهای تو آیات زبور است
کافر شدم اما نه راه پیش و پس نیست

اخم تو تلخ و خنده ات شیرین تر از قند
این شیوه ی رفتار تو، جانم،ملس نیست

ماهیست افتاده میان حوض چشمم
درد است این که ماه من در دسترس نیست

فانوسم و دیدار تو شعله ورم کرد
آتش نشین عشق را میل جرس نیست

از دور می آیی و من فکر دروغم
می بوسمت اما بدان در آن هوس نیست
دیدگاه ها (۳)

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

قرار زندگانی آن نگارستکز او آن بی‌قراری برقرارستمرا سودای تو...

«نوشتم که غمی نیست، اما قلمم از دروغ گفت خسته شدم. سخت میگذر...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

فراتر از خویش

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط