یونگی چرا اون کار رو کردییی داد
یونگی: چرا اون کار رو کردییی( داد)
جیمین: من دوسش دارمممم( داد و بغض)
یونگی: ولی اون مال منههههه
جیمین: فقط من دوسش ندارم کل اعضا دوسش دارننننن مین یونگیییی
با حرفی که جیمین زد دنیا رو سر یونگی خراب شد. با عصبانیت رفت سمت اعضا و بهشون گفت: شما ات رو دوست دارین( داد؛ عصبانی؛ بغض)
کل اعضا: اره ولی میدونیم تو دوسش داری پس اون مال توعه چون تو بار اولته عاشق میشی و همیشه سردی
یونگی: پس نزدیکش نمیشین. و جیمین هواسم بهت هست
جیمین: باش بابا
یونگی رفت توی اتاقی که ات هست. وقتی وارد شد دید بغض کرده. رفتم بغلش کردم
ات: وقتی یونگی بغلم کرد حالم خیلی بهت شد چون من روش کراش داشتم ولی قطعا دوست دختر داره. با چیزی که یونگی گفت مردم و زنده شدم.
یونگی: میشه ملکم بشی و تا اخر با من باشی دخترک من؟
جیمین: من دوسش دارمممم( داد و بغض)
یونگی: ولی اون مال منههههه
جیمین: فقط من دوسش ندارم کل اعضا دوسش دارننننن مین یونگیییی
با حرفی که جیمین زد دنیا رو سر یونگی خراب شد. با عصبانیت رفت سمت اعضا و بهشون گفت: شما ات رو دوست دارین( داد؛ عصبانی؛ بغض)
کل اعضا: اره ولی میدونیم تو دوسش داری پس اون مال توعه چون تو بار اولته عاشق میشی و همیشه سردی
یونگی: پس نزدیکش نمیشین. و جیمین هواسم بهت هست
جیمین: باش بابا
یونگی رفت توی اتاقی که ات هست. وقتی وارد شد دید بغض کرده. رفتم بغلش کردم
ات: وقتی یونگی بغلم کرد حالم خیلی بهت شد چون من روش کراش داشتم ولی قطعا دوست دختر داره. با چیزی که یونگی گفت مردم و زنده شدم.
یونگی: میشه ملکم بشی و تا اخر با من باشی دخترک من؟
- ۲.۵k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط