چند پارتییییی از شوگااا
چند پارتییییی از شوگااا؟؟
لباس فرم مدرسه را پوشیدم. وقتی رسیدم سریع وارد کلاس شدم. در رو باز کردم. هفتا پسر زیبا بودن البته پسر های دیگه ای هم بودن ولی اون هفتا خیلی زیبا بودن و من و ۳ تا دختر دیگه تنها دختر اون کلاس بودیم. رفتم یه گوشه نشستم. همه برگشت من رو دیدن. یه پسره که دست راستش تتو داشت بهم چشمک زد. گونه هام سرخ شد و یه لبخند زدم. استاد اومد و گفت: سلام به همگی. امروز یه دانش آموز جدید داریم. "کیم ات" حالا میخوام همگی بلند شید و خودتون رو به ات معرفی کنید. همگی بلند شدند. اونی که بهم چشمک زد اسمش جونگکوک بود. اسم قشنگی داشت. درواقع اسم همشون قشنگ بود. و در آخر کسی به اسم مین یونگی خودش رو بهم معرفی کرد. زنگ تفریح خورد. رفتم یه گوشه نشستم و خوراکی هامو برداشتم و درس میخوندم. یهو یه اکیپ پسر اومدن طرفم. یکیشون موهام رو گرفت و کشید. خیلی درد داشت و از اونجایی که آدم خیلی ساکتی بودم نمیتونستم جیغ بزنم. گریم گرفته بود. که اون یکی پسر گلوم رو فشار داد و گفت: خوشگل خانم بهتره
لباس فرم مدرسه را پوشیدم. وقتی رسیدم سریع وارد کلاس شدم. در رو باز کردم. هفتا پسر زیبا بودن البته پسر های دیگه ای هم بودن ولی اون هفتا خیلی زیبا بودن و من و ۳ تا دختر دیگه تنها دختر اون کلاس بودیم. رفتم یه گوشه نشستم. همه برگشت من رو دیدن. یه پسره که دست راستش تتو داشت بهم چشمک زد. گونه هام سرخ شد و یه لبخند زدم. استاد اومد و گفت: سلام به همگی. امروز یه دانش آموز جدید داریم. "کیم ات" حالا میخوام همگی بلند شید و خودتون رو به ات معرفی کنید. همگی بلند شدند. اونی که بهم چشمک زد اسمش جونگکوک بود. اسم قشنگی داشت. درواقع اسم همشون قشنگ بود. و در آخر کسی به اسم مین یونگی خودش رو بهم معرفی کرد. زنگ تفریح خورد. رفتم یه گوشه نشستم و خوراکی هامو برداشتم و درس میخوندم. یهو یه اکیپ پسر اومدن طرفم. یکیشون موهام رو گرفت و کشید. خیلی درد داشت و از اونجایی که آدم خیلی ساکتی بودم نمیتونستم جیغ بزنم. گریم گرفته بود. که اون یکی پسر گلوم رو فشار داد و گفت: خوشگل خانم بهتره
- ۲.۴k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط