{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخر،گفتم برا

کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخر،گفتم برای کی؟!گفت برای هدیه دادن به عشقت!گفتم اگر عشقم به عشقش هدیه داد چی؟! لحظه ای سکوت کرد و گفت گل هایم فروشی نیست!!
دیدگاه ها (۳)

"تو"آزارت به مورچه هم نمی رسید پس چطور به قتل رساندی؟ این هم...

به بعــــــــــضیا بایـــــــد گـــــــفت.... صــــ...

فقط پلی بودم برای عبورتفکر تخریب من نباشبه آخر که رسیدیدست ت...

ﺗﻨﻬـﺎﯾﯽ ﺑـﺮﺍﻡ ﻋـﺎﺭ ﻧﯿـﺴﺖ . . . ﻣـﻦ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐـﺮﺩﻡ ﺑـﺎﺁﻏﻮﺷﻬـﺎ...

───────── ° عشق یعنی تو در هر لحظه‌ای که بخواهی، می‌توانی به...

سورا و رین

سناریو قهوه با بوی شکلات

پارت۲جونگ‌کوک هر روز با خونسردی ازم درباره‌ی جیمین سؤال می‌ک...

پارت ۱۰ 🖤بعد از رفتن جونگ‌کوک، جینا کنارم نشست و با شیطنت گف...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️تمام پنجره‌هایش یکی‌یکی روشن می‌شدند.و سپس...

پارت دوم: اولین حمله 🌧️🖤ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.عمارت در س...

ادامه پارت 17

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط