{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه ها دقت کنید که این فقط یه فیکه

🔵بچه ها دقت کنید که این فقط یه فیکه 🟣
رویای تو :) پارت ۱۷
و نیم نگاهی بهش انداخت
کوک : منظورت چیه ؟
ته : من نمیتونم بهت اعتماد کنم .
کوک: یکم ناراحت شدم . ولی از اینکه از طرف من احساس خطر کنی خوشحال میشم
ته : میدونی که هفته دیگه یه مراسم برگزار میشه درسته ؟
کوک : چه جور مراسمی ؟
ته : رسمی کردن کاپل های مافیا .
کوک : خب ؟ میخوای شرکت کنی ؟
ته : تو هم باید با من بیای
جونگکوک به سمت اتاق خودش حرکت کرد و تهیونگ هم دنبالش رفت
بدون توجه به حضور تهیونگ ، رمز در اتاقش رو زد و وارد شد .
روی تختش ولو شد و پس از مکث کوتاهی جواب تهیونگ رو داد
کوک : من نمیام
تهیونگ کنارش روی تخت نشست . ‌کمی به طرفش خم شد جوری که صورتش روبروی صورت جونگکوک باشه . لبخند دلنشینی زد
تهیونگ: باید بیای عزیزم ! خودم میام دنبالت جونگکوکا !
کوک : من نمیام
و سعی کرد تهیونگ رو هل بده و از خودش دور کنه
اما زورش بهش نرسید
تهیونگ کامل روش خیمه زد
ته : فردا باید بیای بریم جایی
جونگکوک در حالی که سعی می‌کرد از زیر تهیونگ در بیاد با صدایی لرزون ازش پرسید
کوک : .. کجا ؟
ته : خودت میفهمی . خودم میام دنبالت جونگکوکی
و از روی جونگکوک بلند شد
دیدگاه ها (۷)

رویای تو :) پارت ۱۸جونگکوک نگاهی بهش انداخت لجباز تر از اون ...

رویای تو :) پارت ۱۹تهیونگ نگاهشو از جونگکوک گرفت و به در خرو...

رویای تو :) پارت ۱۶ وارد عمارت شدن و به سمت اتاق جیمین حرکت ...

اسلاید اول موهای تهیونگ ♥️اسلاید دوم موهای جونگ کوک 🖤

‹ قلدر عاشق ›« پارت سوم »یه روز که کوک داخل همون انباری بود ...

« قلدر عاشق»« پارت دهم »داخل همین روز ها تهیونگ فهمیده بود ...

امگا کوچولو پارت دومکوک وقتی رسید خونه به گوشی ته یونگ زنگ ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط