{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با نوازش می کشیدی آه و می گفتی ببخش

با نوازش می کشیدی آه و می گفتی ببخش
سربه دوشم هق هق بی اختیاری داشتی
وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من
شاید از دیوانه ی خود انتظاری داشتی
صبح بوی گل تمام خانه را پر کرده بود
کاش می شد باز در خوابم گذاری داشتی
عشق یعنی بی گلایه لب فرو بستن، سکوت
دلخوش از اینکه شبی با او قراری داشتی.....
دیدگاه ها (۱۵)

چه قدرخاطره ات را سیاه بنویسمو عشق من به تو را ، اشتباه بنوی...

اگر دنیا شود آخر تو از چشمم نمی افتیبه جانم گر زنی آذر تو از...

مـیـدانـی ایـن روزها ڪـه داشتـَنـت فـَقـَط خـیـال اسـتمـن دَ...

روزی که دل غم زده ام قصد سفر کردتا کوی خراسان رضا رفت و نظر ...

محتوای ویدیو یه فیلم ضبط شده توسط دوربین های کنترل سرعت خیاب...

«وقتی به همکلاسیت حسودی کرد»پارت۳(سونگمین با عصبانیت به آشپز...

_سناریو_

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط