{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جونگکوک: وای چقدر خوشکل شدی

جونگکوک: وای چقدر خوشکل شدی
ا ت آره دیگه

سوزی وای مامان فلش بک به مدرسه


از زبان سوزی
امروز دوباره میخوایم بریم مدرسه
فلش بک به مدرسه
رسیدیم مدرسه بعد با سوجی رفتیم سر کلاس نشستیم یه پسره خیلی منو نگاه می‌کرد اون قلدر مدرسمون بود البته بعد سوجی سوجی دیگه از قلدری بدش اومد برا همین قلدری رو کنار گذاشت ولی هرجا واسه یکی از اکیپاش اتفاقی می افتاد یا قلدری میشد سریع همه به دادش میرسیدن
استاد اومد و .... فلش بک
زنگ تفریح خورد سوجی با رفقاش رفت به من اسرار کرد باهاشون بیام ولی دوستام نذاشتن
تو کافه تریا بودیم که رو رزي آب ریخته شد
و رزي و لیسا وجنی جیسو دوست سوزی
هستن )
که همون لحظه سوجی با دوستاش همونجا بودن سریع اومدن پیش ما
دیدگاه ها (۶)

چند پارتی (درخواستی)

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p10رفتم حموم.شاید...

وست دختر کوچولوی من پارت3ویو روز اول مدرسه م/جس: کی واسه روز...

[عمارت عشق] پارت ویژه! / part: 5راه افتادیم به پاساژ رسیدیم....

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویو یونگی منو راهنمایی کرد به داخل ی...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط