{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی (درخواستی)

[وقتی عاشقت شده و...]

___________________________

لباس کارم رو پوشیدم و شروع کردم به کار کردن

"[فلش بک به چند ساعت بعد"]

تقریبا 20 دقیقه دیگه یون هو تعطیل می‌شود لباس کارمو در آوردم و رفتم سمت اتاق آقای چو

با مشت آروم در زدم

"تق تق تق"

رئیس:بیا

آروم در اتاق باز کرد و نشستم روی مبل چرم قهوه ای

"+سلام

رئیس:سلام ا/ت خسته نباشی کاری داشتی

" +چیزه.. من باید برم دنبال برادرم

چند لحظه آقای چوه ساکت شد
آروم لب باز کردم

"+برمیگردم برادرم رسوندم خونه

رئیس:باشه.... برو ولی زود برگرد

لبخندی زدم و از روی مبل بلند شدم

" +خیلی ممنون

رئیس:خواهش میکنم

تعظیم کوتاهی کردم و از اتاق خارج شدم
کیفو برداشتم و رفتم سمت مدرسه یون هو

رسیدم در مدرسه یون هو با چشم دنبالش گشتم
آها پیداش کردم رفتم سمتش و بغلش کردم

" +مدرسه چطور بود

"$عالی بود حتی دوستم پیدا کردم

لبخندی زدم و دستمو روی سر یون هو کشیدم

"+عه چه خوب

دست یون هو گرفتم و شروع کردیم به راه رفتن
یون هو کل مسیر از سورا دوست جدید میگفت منم گوش میدادم

" +واقعا

"$آره.. خیلی دختره مهربونی هست

" +خوبه

رسیدیم خونه غذا رو آماده کردم

"+داداشی غذاتو کامل بخور باشه؟

" $هوم

سرمو تکون دادم و از خونه زدم بیرون
سوار اتوبوس شدم

رسیدم بار زود لباس کارمو پوشیدم شروع کردم به کار کردن

" [فلش بک به ساعت 9 شب]"

یکم دیگه کارم تموم میشد امروز خیلی بار شلوغ بود هردقیقه یکی سفارش میداد
آخرین سفارشو گذاشتم داخل سینه و حرکت کردم سمت اتاق وی ای پی

چند بار در زدم و در اتاق باز کردم

چند تا مرد روی مبل نشسته بودن و یک عالمه برگه روی میز ریخته بود چند تا پاکت سیگار کامل و فندک کنار برگه ها بود آروم وارد اتاق شدم و سینه رو گذاشتم روی میز

"+نوش جونتون

رفتم سمت در تا میخواستم از اتاق خارج بشم صدای یکی از مردا اومد

" _وایسا...

____________________

ملکه هام با اینکه سرما خوردم و هنوز 70 تایی نشودیم پارت گذاشتم وای من جقدر خوبمممم😂
دیدگاه ها (۱۰)

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی

رمان تهیونگ

چند پارتی

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط