{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم، خاله ام تازه ازدواج کرده بود. یه روز اومدن خ

بچه که بودم، خاله ام تازه ازدواج کرده بود. یه روز اومدن خونه مامان بزرگم و مامانم گفت خاله اینا ماشین خریدن، بهشون تبریک بگو. من هم تو عالم بچگی به جای مبارک باشه گفتم دست شما درد نکنه! مهمونی رسما منفجر شد از خنده!
دیدگاه ها (۱)

خفته بودی که لبت بوسیدم، قند دزدی چقدر شیرین است

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت در این خانه ندانم به ...

قلبم را عصب کشی کرده ام دیگر نه قلبم از گرمی آغوشی می تپد و ...

خدایا خیلی دلتنگم فقط واسه یه روز عشقمو بهم برگردون بعد جونم...

My idol

#خورشیدوماه 🌙☀️part=18«دیدگاه ایرانا» حالم یکمی به جا اومده ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

My idol

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖فلش بک به روز رفتن جونگکوک و مری. ویو ج...

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط