{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عین ِ " چای " بودم ...

عین ِ " چای " بودم ...
مدتی از بودنم گذشت
روی میز
سرد شدم
از دهن افتادم
" عوضم " کرد...
با یک " چای ِ " داغ تر...
دیدگاه ها (۴)

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_56دستم روی میز نشست تمام وسا...

پارت ۱۵مدتی گذشت...یونگی اون مرد ها رو زد لباس یونگی خونی شد...

چند پارتی

چند پارتی

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۳ویو راوی تهیونگ...

P16آچا داشت فلوتش رو میزد و آهنگ جدیدی که معلمشون بهش داده ب...

وانشات استاد کیم هیچ حرفی رد بدل نشد رسیدیم سر کلاس بودم کلا...

باران 🌧️⛈️که می‌گیرد،جهان انگار آهسته‌تر نفس می‌کشد؛و آدم دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط