{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که باشی دوست دارم رنج ها را هم

وقتی که باشی دوست دارم رنج ها را هم
رنج تو می ریزد به پایم گنج ها را هم

آن قدر دنیا را گرفتار تب ات کردی
در اشتباه انداختی تب سنج ها را هم

تغییر را هرجا که باشی می توان حس کرد
با خنده شیرین می کنی نارنج ها را هم

من مُهره ی مار تو را دیدم که هم کیشم
مات شکوه ات کرده ای شطرنج ها را هم

در منطق محض عددها دستِ دل بُردی!
وارونه کردی با محبـّت، پنج ها را هم

بی قید و بند قافیه بگذار بنویسم:
از زندگی چیزی بغیر از تو نمی خواهم





امید صباغ نو
دیدگاه ها (۳)

وقتی که باشی دوست دارم رنج ها را همرنج تو می ریزد به پایم گن...

وقتی که باشی دوست دارم رنج‌ها را همرنج تو می‌ریزد به پایم گن...

تحمل کردن دیوانه ها بسیار بغرنج است

من از چشمان تو بابونه و نارنج می چینمچه گل هایی که از دامان ...

ای زلف تو چون مار و رخ تو چون گنجبی مار تو بیمارم و بی گنج ت...

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید . . ——————————————————————...

دلم گرفته است بابا...می شود کمی مهربانیت را بر دردهایم بریزی...

سی سال در فراق پدر گریه کرد و گفت:بازار شام جای عزیزان ما نب...

قسمت این بود بال و پر نزنیمرد بیمار خیمه ها باشیحکمت این بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط